سال سوم
شماره‌ی

فروردین، اردیبهشت و خرداد ٨۶





 

 

   صفی الدین ارموی و ریشه های موسیقی ردیف
یاسمن حسین کاشی

صفی‌الدین ارموی از موسیقیدانان ِ بنامِ ایرانی در قرن هفتم است که به واسطه نوآوری‌ها و تاثیرگذاری عمیق بر موسیقی دوران خود، همواره مورد توجه پژوهش گران قرار داشته. به ویژه در سال‌های اخیر بیش از پیش شاهد انتشار، نقد، و بررسی آثار وی در محافل آشنا با موسیقی هستیم. از شاخص‌ترینِ این فعالیت‌ها می‌توان به برگذاری «همایش بین المللی صفی‌الدین ارموی» در دی ماه ۱۳۸۳ به پشتیبانی فرهنگستان هنر و سازمان یونسکو اشاره کرد که همزمان است با انتشار پنج اثر از و درباره صفی‌الدین۱. در این سلسله نوشتار پس از اشاره کوتاهی به نقش تاریخی این موسیقیدان برجسته، به وسیله شکافتن برخی جنبه‌های علمیِ آثار وی، شیوة قدما در مواجهه با دانش نظری موسیقی مورد مطالعه قرار خواهد گرفت.

هدف اصلی نگارنده، نه فرو رفتن در اطلاعات تاریخی درباره زندگی صفی‌الدین است و نه ورود همه جانبه به جزئیات تخصصی نوشته‌های وی؛ بلکه جستجوی ویژگی‌هایی ست که او را بر دیگر دانشمندان صاحب نظر در زمینه موسیقی برتری داده است. و باز هم نه به نیت انباشتن اطلاعات مرده تاریخی، که ده‌ها مانند صفی‌الدین در تاریخ علم و هنر این تمدن آمده‌اند و رفته اند و از بردن نام ایشان و فهرست کردن آثارشان, امروزِ ما بهتر نمی‌شود!

هدف اصلی این نوشتار دوری از تکرار مکررات تاریخی است و بازجُستِ اندیشه هایی که هسته پنهان موسیقی ایران به شمار می‌روند و چون ساختاری یکپارچه، توانمند و نادیدنی، مایه‌ی دوام این موسیقی تا به امروز بوده اند.

در واقع از زیر و رو کردن نوشته‌ها و رَفته هایی که متعلق به هفت قرن پیش است، پی ریشه‌هایی می‌گردیم که ردیف دستگاهی (که مرجع کامل میراث زنده موسیقی ماست) از آن سر برآورده, و صفی‌الدین انتخاب شد چرا که از اصلی ترین چهره‌های شکل‌دهنده مبانی نظریِ گونه‌ای از موسیقی ست که امروزه موسیقی مقامی نامیده شده۲ و مرجع موسیقی دستگاهی کنونی است. اگر چه در مسیر تبدیل ساختار مقامی به دستگاهی نام برخی قطعات جابجا شده, بعضی حذف و تعدادی هم اضافه شده و حتی مفاهیم موسیقایی تازه ای پدید آمده، لیکن همچنان اصول و مبانی نظری آن؛ که به دست صفی‌الدین و دیگر دانشمندان ِ پس و پیش از او تدوین شده، برقرار است و از فرو ریختن بنا در تند باد حوادثِ دهه‌های اخیر جلوگیری می‌کند.

صفی‌الدین در ارومیه‌ی آذربایجان متولد شد و سالهای فعالیت علمی و هنری خود را در بغداد (دربار آخرین خلیفه عباسی، مستعصم) و اصفهان (در خدمت شمس الدین محمد بن محمد جوینی، وزیر هلاکو) سپری کرد و از این روی، در برخی منابع صفی الدینِ بغدادی یا اصفهانی نامیده می‌شود. گرچه وی به داشتن خط خوش و پنجه شیرین در نوازندگی عود و آشنایی با علوم مختلف مشهور است، نوشته‌های کوتاه اما پربار و به غایت تاثیرگذارش در زمینه علم نظری موسیقی، وی را به پدیده تاریخ موسیقی ایران بدل کرده است. تا آنجا که می‌توان بخش بزرگی از آثار پس از صفی‌الدین را دنباله و شرح آراء وی تلقی کرد.

اما چرا نام صفی‌الدین و رساله‌های او چنین بر فراز بزرگان موسیقی و دست آوردهای ایشان می‌درخشد؟ حال اینکه وی نه تنها اولین مولف در تاریخ موسیقی ایران نبوده، حتی در قیاس با دیگر دانشمندان هم دوره خود، از نویسندگان پر کار در این زمینه نیز به شمار نمی آید. با یک مرورکوتاه بر سالهای پیش از وی، به نام‌های درخشانی چون زلزل رازی و خاندان موصلی (۱۳۸-۲۰۶ه / ۷۵۶-۸۲۲م)، محمدبن احمد خوارزمی (قرن چهارم هجری / ۱۰ م)، ابونصر فارابی (در گذشته ۳۳۹ه / ۹۵۵م)، ابوالوفاء بوزجانی (درگذشته ۳۸۸ه / ۹۸۸م)، ابو علی سینا (درگذشته ۴۲۸ه /۱۰۳۷م) و بسیاری دیگر بر می‌خوریم که هر یک دارای نوشته‌هایی ارزنده و مفصل در زمینه‌های مختلف موسیقی ( از جمله فواصل، ابعاد، مقامات، ضرب‌ها و اوزان) هستند۱. بسیاری از این آثار امروزه به شکل نسخه‌های خطی پراکنده در موزه‌های سرار دنیا موجودند. این تالیفات تنها بخشی از تلاش‌های اهالی فن در زمینه موسیقی در دوران صفی‌الدین و پیش از او به شمار می‌رود! الباقی عبارتند از ابداع سازهای نو، نگارش کتاب‌هایی با عنوان اغانی۳ و ترجمه کتاب‌های یونانی در زمینه موسیقی۴. در این میان، آثار صفی‌الدین از نظر عمق و ایجاز، از موثرترین آراء و اندیشه‌ها برای هم عصران و همچنین نسل بعد از وی به شمار می‌آید.

گرچه خط خوش و پنجه شیرین در نوازندگی عود و آشنایی با علوم مختلف مایه شهرت صفی‌الدین است، نوشته‌های کوتاه اما پربار و به غایت تاثیرگذارش در زمینه علم نظری موسیقی، وی را به پدیده تاریخ موسیقی ایران بدل کرده است.

برای گشودن راز تاثیرگذاری صفی‌الدین می‌بایست او را در مقطع تاریخی ویژه خود و به عنوان بخشی از یک حرکت بزرگ نگاه کرد. حرکتی که در بستر نوعی گفتگوی غیر مستقیم میان نخبگان و عامه مردم شکل گرفته، مجال پدیدار شدن وزن ها، فواصل و مقام‌های گوناگون را چه در اجرا و چه در محاسبات ریاضی مربوط به آن فراهم آورده بود. بخشی از این تنوع را می‌توان محصول تبادل فرهنگی اقوام مختلف دانست که با وجود شرایط نابسامان سیاسی و اجتماعی، در گستره جغرافیاییِ ایران آن روزگار در کنار یکدیگر می‌زیستند و برای آموزش علوم مختلف در این قلمرو گسترده سفر می‌کردند.

از طرفی نقش پیشرفت‌های چشمگیر در زمینه ریاضیات و کاربرد آن در دیگر شاخه‌های علومِ متداول را نیز نمی‌توان نادیده گرفت. برای مثال، اندکی پس از طرح مفهوم لگاریتم توسط خوارزمی، شاهدِ به کار گیری آن در آثار فارابی هستیم. در واقع استفاده از لگاریتم عملیات ریاضی را از ضرب و تقسیم به جمع و تفریق تبدیل می‌کند و این امر به ساده تر شدن بررسی فواصل در یک هنگام (معادل فارسی برای اکتاو) می‌انجامد. همچنین بیان فواصل به صورت لگاریتمی، امکان تبیین واحد فاصله موسیقایی را نیز فراهم میکند. واحد لگاریتمیِ فارابی فاصله ایست که لگاریتم اعشاری آن برابر ۰.۰۰۲۱ باشد. این واحد را به پیروی از دکتر مهدی برکشلی یک "فارابی" می‌نامیم. به این ترتیب ۱۴۴ فارابی برابر یک هنگام خواهد بود. این اندیشه، ۹۰۰ سال پس از فارابی به وسیله دانشمندی فرانسوی به نام ساوار نیز مطرح شد و واحد ارائه شده توسط وی (که عبارت است از فاصله ای با لگاریتم ۰.۰۰۰۱) ساوار نام گرفت و امروزه یکی از واحدهای متداول در مطالعات نظری موسیقی به شمار می‌رود. این نمونه ایست از فضای علمی حاکم و مسیر شکل گیری مفاهیم نو در موسیقی با به کارگیریِ دست آوردهای ریاضی و فیزیکی آن دوران۲.

با در نظر گرفتن عوامل یاد شده و همچنین تکامل ساختمان سازها و فنون نوازندگی تا زمان صفی‌الدین، گویی همه عناصر لازم برای پی ریزی بنای رفیع و شکوهمند موسیقی این تمدن، آماده شده بود و تنها چارچوب مستحکمی لازم بود تا هر یک از این قابلیت‌ها را در موضع خود به کار گیرد و افراشتن بنا را پشتوانه باشد. چنین مهمی به دست توانا و مبتکر صفی‌الدین به انجام رسید. فراموش نکنیم که این اتفاق همزمان است با رشد و شکوفایی چشمگیر دیگر رشته‌های هنری و آفرینش آثار ماندگارِ ادبی، معماری، نگارگری، خطاطی و غیره در قرن‌های هفتم و هشتم.

در همین دوران است که صفی‌الدین از طرفی با ارئه گام ۱۷ قسمتی معروف خود، قابلیت اجرای مجموعه مقام‌های موجود را در یک پرده بندی واحد، فراهم کرد و از طرف دیگر با تبیین دقیق قوانین ملایمت، قوی ترین ابزار ممکن را برای خلق گامها و فضاهای موسیقایی تازه، در اختیار اهل فن قرار داد. ابتکارات وی به اینجا پایان نگرفته و تا مرز تکمیل شیوه‌های نگارش موسیقی، تحلیل دقیق دوازده مقام مشهور و تبیین ۹۱ دایره ملایم ۵۳ نیز پیش رفت.

مبانی نظری ارائه شده در نوشته‌های صفی‌الدین مورد پسند موسیقیدانان پس از وی قرار گرفت و از این روی نوعی زبان علمی مشترک میان اهل فن، تثبیت شد. این امر یکی از اساسی ترین پایه‌های مورد نیاز برای ادامه حیات علمی موسیقی در هر قوم و تمدنی به شمار می‌رود و اهمیت یا حتی شاید ضرورتِ آن، زمانی آشکار می‌شود که وسعت جغرافیاییِ دربرگیرنده مبادلات فرهنگی و پیشرفت‌های علمیِ قرن‌های هفتم و هشتم را نیز در نظر آوریم.

بدون کمرنگ نمودن ماهیت خلاقانه و نگاه مبتکرانه صفی‌الدین (یا هر یک از دیگر نخبگان هم دوره وی) در خاطر داشته باشیم که وی آخرین گام‌های اوجی را پیمود که در طی چندین قرن و متاثر از تلاش‌های تک تک افرادِ به نام و بی نام در زمینه موسیقی, قوام آمده بود. به عبارتی، گام تعدیل شده صفی‌الدین نه فقط محصول محاسبات ریاضی و تجربه عملی یک ریاضی دان نابغه، که نتیجه یک انتخاب قومی و ملی ست که در اندیشه صفی‌الدین به زبان قواعد و فرمول‌های ریاضی تبیین شد. همینطور قوانین ملایمت وی، در واقع بیان هوشمندانه ذائقة زیبایی یک تمدن است که در قالبِ چند قانون ِ ساده، آنچه موجب تنافر گردد را کنارگذاشته تا لحنِ۶ تالیف شده۷ برای نفسِ سلیم خوشآیند باشد!

نگاه کوتاهی به جزییات تخصصی آثارِ وی، گام بعدی ما خواهد بود برای جستجوی ریشه هایی که چیستی و چگونگیِ موسیقی سنتی/اصیلِ امروز ما را رقم زده است.


پاورقی‌ها:

۱ فهرست شرکت کنندگان، عناوین کتاب‌های منتشر شده و همچنین برخی مقالات ارائه شده را میتوانید در آدرس urmavi.honar.ac.ir بیابید.
۲ گاه نیز موسیقی نواحی نامیده می‌شود که با توجه به ویژگی‌های آن به عنوان موسیقی علمیِ متداول در سرار قلمرو جغرافیایی یک تمدن بزرگ و تفاوت ماهویِ آن با موسیقی محلی, عنوانی گمراه کننده است
۳ شامل نغمات موسیقی آهنگ‌های برجسته زمان خود به حروف ابجدی و همچنین شرح حال نوازندگانِ مشهور - کتاب الاغانی نوشته ابوالفرج اصفهانی (درگذشته ۳۵۶ه. / ۹۶۷م.) از این گونه است
۴ که از این میان می‌توان به کتاب موسیقی فیثاغورث اشاره کرد
۵ به بیان ساده "دایره" عبارت است از توالی فواصل به طوری که نغمه ابتدا و انتهای آن یکی باشد و آن را از ترکیب جمعی از نغمه‌های ذی الخمس (پنتا کورد) و ذی االاربع (تتا کورد) به دست می‌آورند. همچنین واژه ملایمت در اینجا به مفهوم خالی بودن از عوامل تنافر است و این یکی از مباحث مفصلی است که در بیشتر رساله‌های موسیقی بخش جداگانه ای را به خود اختصاص می‌دهد. برای اطلاعات بیشتر می‌توانید به همان مرجع، فصل چهارم و یا مبانی نظری موسیقی ایران، مجید کیانی,صص ۶۹-۵۷ مراجعه کنید.
۶ آهنگ
۷ در ادبیات شارحان صفی‌الدین و دیگر کتاب‌های موسیقی قدیم ایران از اصطلاح "تالیف ملایم" برای آهنگ سازی استفاده می‌شده


منابع:

۱ تاریخ مختصر موسیقی ایران، تقی بینش؛ نشر آروین، ج۱، ۱۳۷۴.
۲ اندیشه‌های علمی فارابی، مهدی برکشلی.
۳ شرح ادوار، عبدالقادر مراغه ای، به اهتمام تقی بینش، فصل‌های پنج و شش



نظر شما درباره‌ی اين مطلب

لطفاً پيام خود را از طريق اين فرم ارسال کنيد.

نام:
ايميل:
پيام:


  (اختياری)  



Persian / English
: ارسال :

 
بالای صفحه
Copyright © 2005, Aftab Magazine
Designed by Hamid Zarrabi-Zadeh - Maintained by Mohammad Derakhshani (See Statistics)