سال سوم
شماره‌ی

فروردین، اردیبهشت و خرداد ٨۶





 

 

   نون و القلم
مجتبی رجبی

مقدمه

هنوز هم اگر در لابه‌لای عکس‌های قدیمی و یا کاغذهای کهنه که در پاکت‌های پاره شده از تکرار خواندن و ماندن رنگ و روی خود را از دست داده‌اند خوب دقیق شویم می‌توان چنین عباراتی را پیدا کرد:

فدایت شوم...

امروز که این نامه را می‌نویسم برابرست با عید قربان....
دیگر ملالی نیست جز دوری روی شما عزیزان که آرزوی آن را دارم...

وچه با احساس و خاطره انگیز بودند و این همه دو چندان می‌شد وقتی که به خطی خوش آراسته می‌گشتند. به راستی کجاست آن همه ذوق و سلیقه‌ها؟ کتابت در بطن وجود زندگی‌مان نهفته بود و با ما از همان روز آغازین که نام ما را در پشت جلد مصحف شریف می‌نگاشتند «که خداوند از برکت وجودش به ما نیز فرزندی عطا کرد در تاریخ نوزدهم از ماه آذر و به حسن قرابت این ایام با ولادت فرزند پاک مولی‌ الموحدین امیرالمومنین و زهرای مرضیه سلام الله علیهما نامش را مجتبی نهادیم تا از خلق و خوی حسن بهره گیرد». و در دم آخر نیز بر روی تکه سنگی سخت و سیاه با قلمی آهنین ولی با طبعی لطیف چنین می‌نگاریم:

ای که برما بگذری دامن کشان
از سر اخلاص الحمدی بخوان
در تاریخ نوزدهم آذر با گریه‌ای آمد و در تاریخ بیست و چهارم تیر با لبخندی رفت

روزگاری ارتباط ما با نگارش بسیار تنگاتنگ و عمیق بود به طوری که در گوشه گوشه زندگی روزمره خود با آن روبه رو می‌شدیم .در حجره و بازار سیاهه اقلام و دفاتر صورت حساب و در مکتب و مدرسه درس و مشق همواره با کتابت و خط و نگارش تحقق پیدا می‌کرد. دعوت نامه‌ای از عزیزی به دستمان می‌رسید با عنوان رقعه دعوت که ما را به مجلس عقد فرزندان دوستی فراخوانده بود، نامه‌ای از دوستی که در شهری دیگر است دریافت می‌کردیم و از حال و اخبار او مطلع می شدیم. واسطه این همه عشق و احساس تنها همین مرکب سیاه بود و سفیدی کاغذ و روح لطیف انسانی با ذوق.

امروزه در شیوه جدید زندگی که وابستگی به فن آوری و تکنولوژی بیش از پیش به چشم می‌خورد شاید کمتر کسی به سراغ نامه‌های دست‌نویس برود. عموما مردم در مکاتبات خودشان یا از نامه‌های تایپ شده و یا از نامه‌های الکترونیکی استفاده می‌کنند.خط و خطاطی کم‌کم در حوزه هنر و بعضا در پاره‌ای از مکاتبات رسمی فرصت حضور پیدا می‌کند. هر چند که این مسأله باز جای سپاس و تقدیر دارد ولی مقوله فرهنگ عام را به هنر خواص تبدیل می‌کند که جای بسی تأمل و بررسی دارد.

خط در مقام هنر

شاید در میان شاخه‌های هنرهای اصیل ایرانی کمتر نمونه‌ای را شاهد باشیم که تا این اندازه از جنبه‌های تربیتی برخوردار باشد. یکی از دلایلی که می‌توان برای آن برشمرد بهره گیری آن از منابع غنی ادبی و فرهنگی است.

همان طوری که بر کسی از ما پوشیده نیست هنر خوشنویسی ارتباط جدا نشدنی با ادبیات فاخر غنایی و حکمت ومعرفت دارد و از طرفی دیگر قرآن و کلام بزرگان دین که چشمه جوشان معرفت و آگاهی است همواره پیش روی هنرمندان خوشنویس قرار دارد.

رابطه استاد و شاگرد در این هنر رابطه ای فراتر از این است که صرفا کسی هست که قواعد واصول این هنر را بهتر می‌داند بلکه در اینجا استاد کسی است که با تمرین و ممارست و غور کردن در بطن متون و نصایح و اندرزها به درجه‌ای از معرفت رسیده است که هم اکنون شایسته آن است که دست رهرویی نوپا را گرفته و گام به گام با خود در وادی معرفت پیش ببرد و این به واقع معنای استاد و شاگردیست.

هنرمند خوشنویس ساعتها در گوشه‌ای نشسته و با تکرار نگارش کلمات و پندها سعی بر آن دارد که علاوه بر پیدا کردن مهارت نگارش محتوای آن را نیز ملکه ذهن خود کند.

سیاه مشق ها تکرار زندگی هر روزه ماست در جایی پیچیده و درهم و غیر قابل خواندن و در جایی تنها و مجرد.

نقطه‌ها شاید نشانه‌ای از نقاط شاخص زندگیمان باشند که در میان سفیدی هر روز خدا که با صبح آغاز می‌شوند جای خودشان را پیدا کرده و فضاهای خالی زندگی ما را پر می‌کنند.

خلوص و سادگی در این هنر به نهایت اوج خود رسیده است و به دور از پیرایه‌های زاید، خود فی نفسه دارای زیبایست. ترکیب دو رنگ سیاه مرکب و سفیدی کاغذ همراه با پیچشهای حروف و کلمات که در هم ادغام شده اند در نوع خود از مجرد ترین و خالص ترین ترکیبات هنرهای تصویری می‌باشد و این دیگر هنر دست هنرمند آن است که با بوجود آوردن ترکیب های بدیع در لابه لای این سیاه و سفید چنان نقش می‌زند که چشم هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌کند. در هنر خوشنویسی یکی از ویژگی‌های مهم که به هرچه زیباتر شدن اثر می‌انجامد علاوه بر نگارش صحیح حروف و رعایت اصول و قواعد بخش‌های پر و خالی پدیدار شده در اثر می باشد. به همان مقدار که بخش‌های سیاهه در یک اثر خوشنویسی که معمولا از حروف و کلمات و نقطه‌ها حاصل می‌گردند دارای اهمیت‌اند فضای میانی مابین حروف نیز از اهمیت بسزایی برخوردار است و این ترکیب در کنار هم ترکیبی چشم نواز را نتیجه می‌دهد.

تاریخچه پیدایش هنر خوشنویسی در ایران خط به عنوان یک وسیله ارتباطی از اوائل پیدایش بشر بوجود آمده‌است. در ابتدا انسانها برای تبادل افکار و اندیشه ها از تصایر برای افاده معنی استفاده می‌کردند و سپس به مرور زمان تکامل یافت و به شکل مدرن‌تری در آمد که خط میخی یکی از آنهاست:

میخی به آن دسته از خطوط (دبیره‌ها) گفته می‌شود که با نشانه‌هایی شبیه میخ نوشته می‌شوند. بنابراین خطوط میخی متفاوتی وجود دارند که برای نوشتن زبانهای متفاوتی به کار می‌رفتند. از گونه‌های مختلف خط میخی می‌توان به میخی سومری، اکدی، ایلامی، اوگاریتی و هخامنشی (برای نوشتن فارسی باستانی) اشاره کرد. تمام خطوط میخی از چپ به راست نوشته می‌شدند. این نوع خط درهمه کشورهای آسیای غربی بکار می رفت. پژوهشگران سومریان را ابداع کننده‌ی خط میخی می‌دانند. سومریان (حدود ۳۰۰۰ تا ۲۵۰۰ سال قبل از میلاد) با ابداع خط میخی دوره‌ای را آغاز کردند که به عنوان آغاز خط نویسی شهرت دارد و همچنین اولین مدارک نگارشی بشر که به صورت لوحهای گلین برجای مانده متعلق به تمدن‌های میانرودان است.

قبل از اسلام خطوط مختلفی ار جمله میخی و پهلوی و اوستائی در ایران متداول بوده است و حتى از آثار برجاى مانده چنین برمى‌آید که ایرانیان در نوشتن آنها هماهنگى و ضوابط خاصى داشته‌اند. با ظهور دین اسلام نیاکان ما الفبا وخطوط اسلامی را پذیرا شدند. خط متداول آنزمان که نزدیک دو قرن قبل از اسلام شکل گرفته بودخط کوفی و نسخ قدیم بودکه از دو خط قبطی و سریانی اخذ شده بود.

خطى که در قرون اسلامى در ایران رواج داشته و به آن خوشنویسى مى‌کرده‌اند و امروزه نیز خطى رسمى است،

در اصل از الفباى عربى مى‌باشد. عرب‌ها پیش از اسلام بر اثر ارتباط با اقوام متمدن‌تر با خط و زبان قبطى و سریانى آشنا شده بودند و از هر یک از این دو خط استفاده مى‌کردند. خط‌ هاى قبطى و سریانى از خطوط سامى بود و تقلید آن براى عرب‌ها امکان‌ پذیربود. خط اولى منشأ خط نسخ شد و دومى اصل ومبنای خطّ کوفى است. بعد از اسلام ظاهراً هر دو خط به‌کار مى‌رفته است. خط نسخ بیشتر براى تحریر نامه‌ها و خط کوفى براى کتابت مصحف‌ها، کتیبه‌ها و سکه‌ها استفاده مى‌شد. از اواخر دوره‌ی امویان و اوایل عباسیان قلمرو خط عربى وسعت یافت و به‌تدریج در ایران ومصر و شمال آفریقا انتشار و رواج یافت و کم‌کم از دو خط مذکور اقلام دیگرى پدید آمد.

در آخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم هجری، شخصى به نام ابن مقلد بیضاوى شیرازی، وزیر مقتدر خلیفه‌ی عباسى و برادرش ابوعبدا... حسن به هرج و مرج در اقلام گوناگون پایان دادند و با تکمیل اقلام موجود (چهارده نوع) و هندسی کردن ابعاد حروف و تعیین اساس قواعد دوازده‌گانه در خط، خوشنویسى را تحت ضابطه در آوردند و پایه‌ی خطوط را بر سطح و دور نهادند.

وی به سال ۳۱۰ هجری قمری خطوطی را بوجود آورد که به خطوط اصول معروف شد که عبارتند از: محقق- ریحان – ثلث – نسخ – رقاع و توقیع که وجه تمایز آنها اختلاف در شکل حروف و کلمات و نسبت سطح و دور در هر کدام می باشد و برای این خطوط قواعدی وضع کرد و ۱۲ اصل نوشت:
ترکیب-کرسی-نسبت-ضعف-قوت-سطح-دور-صعود مجازی-نزول مجازی-اصول-صفا و شأن.

مقارن پیشرفت خطوط فوق، حسن فارسی کاتب، خط تعلیق را از خطوط نسخ و رقاع بوجود آورد که به نام ترسل نیز نامیده می شد.

ابن مقلد قواعد خوشنویسى را به دو بخش تقسیم کرده است: حسن تشکیل و حسن وضع.

حسن تشکیل قاعده‌ی اصول و نسبت از آن پدید مى‌آید و دیگرى حسن وضع که قواعد ترکیب و کرسى از آن استفاده مى‌شود.

قاعده‌ی اصول: قوت، ضعف، سطح، دور، صعود، نزول، سواد، بیاض، ارسال. یعنى حسن نگارش حروف و استحکام آنها از جهات مذکور.

قاعده‌ی نسبت یا تناسب: یعنى حروف و شکل‌هاى مشابه هم، در همه‌ی موارد به یک اندازه باشند.

قاعده‌‌ی ترکیب: یعنى آمیزش هماهنگ و دلپذیر حروف، کلمات، جمله‌ها و سطرها با یکدیگر به ‌گونه‌اى که از حسن ترکیب برخوردار باشد.

قاعده‌ی کرسى: یعنى نوشتن با توجه به خط کرسى انجام شود.

دو اصطلاح صفا و شأن صفت خطى است که به مرحله‌ی کمال رسیده باشد. صفا حالتى است که طبع را شاد و چشم را روشن سازد. و شأن کیفیتى است از خط که چون پدید آید خطاط به نگریستن در خط مجذوب شود و احساس خستگى نکند.

بعد از ابن مقله، ابن بوّاب، در ضمن بکار بستن قواعد دوازده‌گانه، با سنجش حروف با میزان نقطه قواعدى را در خوشنویسى پیشنهاد کرد و با دقت در تراش قلم و انتخاب مرکب و نیز با تربیت شاگردان متعدد در تکمیل اقلام ثلث و نسخ و رقاع تأثیرگذار بود.

طى دو قرن پس از ابن بّواب، خوشنویسى توسط خطاطان متعدد رونق گرفت تا این‌که یاقوت مستعصمى ظهور کرد و از میان اقلام متعدد رایج شش قلم ثلث، نسخ، ریحان، محقق، توقیع و رقاع را برگزید و در زیبا گرداندن آنها ابتکاراتى به‌خرج داد. اقلام سته به خطوط اصول نیز مشهورند.

در قرن نهم میرعلی تبریزی (۸۵۰ هجری قمری) از ترکیب و ادغام دو خط نسخ و تعلیق خطی بنام نسختعلیق بوجود آورد که بسیار مورد اقبال واقع شد و موجب تحول عظیمی در هنر خوشنویسی گردید خطی که حدود یک دانگ سطح و مابقی آن دور است و نام آن در اثر کثرت استعمال به نستعلیق تغییر پیدا کرد.

باید اذعان نمود که بحق از زیباترین و ظریفترین ومشکلترین خطوط فارسی و میتوان گفت که عروس خطوط فارسی است.

در زمان سلطنت شاه طهماسب (۹۳۰-۹۸۴ هـ .ق) خط نستعلیق جاى نسخ را گرفت و خط منتخب براى نگارش دیوان‌هاى شعر،داستان‌هاى حماسى و دیگر دواوین گردید. یک قرآن کامل به خط نستعلیق نیز موجود است که این نسخه‌ی منحصر بفرد که براى کتابخانه شاه‌ طهماسب در سال ۹۴۵ هـ . توسط شاه محمود نیشابورى کتابت شده است که نمایش قدرت وزیبایى خط نستعلیق به شمار مى‌آید. دوران سلطنت شاه ‌عباس بزرگ، دوره‌ی طلایى خط نستعلیق به شمار مى‌رود. در این دوران خوشنویسان بنامى ظهورکردند که از مفاخر این مرز و بوم بشمار می آیند.

پس از میرعلی تبریزی پسرش میرعبدالله و بعد از او میرزا جعفر تبریزی و اظهار تبریزی در تکامل خط نستعلیق کوششها کردند تا نوبت به سلطانعلی مشهدی رسید که خدمات شایانی به این هنر اصیل نمود.

اساتید زیادی بعد از سلطانعلی مشهدی در تکامل خط مذکور زحمات فراوانی کشیدند همانند میرعلی هروی و سپس بعد از حدود یک قرن، خوشنویس نامی و آشنای همه، میرعمادالحسنی ( ۱۰۲۴ هجری قمری) معاصر شاه عباس صفوی پا به عرصه ظهور نهاد که با نبوغ خود تغییرات و سبکی در خط نستعلیق بوجود آورد که هنوزپس از گذشت قریب چهارصد سال مورد استفاده و الهام بخش خوشنویسان است او پایه خط را به جائی نهاد که از زمان پیدایش خط نستعلیق تا کنون هنرمند خوشنویسی را یارای برابری با او نبوده است و همزمان او هنرمند بزرگ دیگری چون علیرضا عباسی رقیبی برای او بشمار می رفت که علاوه بر خط نستعلیق خفی و جلی در خط ثلث نیز استاد بود بطوری که قالب کتیبهه های مساجد و بناهای تاریخی اصفهان به خط ثلث او یا به سرپرستی او انجام شده است.

در قرن نهم همچنین خورشید بلندپایه خط و خوشنویسى سلطان على مشهدى ظهور نمود و شهرتش در زمان حیات عالم‌گیر شد. در قرن دهم ستارگان بسیارى چون شاه‌ محمود نیشابوری، سلطان محمد خندان، بابا شاه تربتی، پیرمحمد شاگرد میرعلی، سید احمد مشهدی، محمود سیاوشانی، شیخ مرشدالدین شیرازی، شاه‌ محمد مشهدى در آسمان هنرخوشنویسى این سرزمین درخشیدند. میرعلى هروى استاد الاساتید خط نیز در این دوران ظهور کرد. وى قواعد خط را به نظم در آورد و آثارى چون هفت اورنگ جامی، چهل حدیث (سه نسخه)، گلستان سعدی، و بسیارى از آثار ادبى و فرهنگى این سرزمین را به قلم جادویى خود مزین کرد.

بطور کل قرنهای نهم ، دهم و یازدهم هجری قمری را میتوان قرنهای درخشان در هنر خوشنویسی دانست. در اواسط قرن یازدهم سومین خط خالص ایرانی یعنی شکسته نستعلیق به دست مرتضی قلی خان شاملو حاکم هرات از خط نستعلیق احداث گردید علت پیدایش آن تند نویسی و راحت نویسی و دیگر، ذوق و خلاقیت ایرانی می توانست باشد همانطوری که بعد از پیدایش خط تعلیق ، ایرانیان به خاطر سرعت در کتابت، شکسته تعلیق آن را نیز بوجود آوردند.

خط شکسته نستعلیق به دست میرزا شفیعا هراتی کاملتر شد از مهمترین حوادث خط و خوشنویسى در قرن دوازدهم، ظهور درویش عبدالمجید طالقانى استاد مسلم خط شکسته است. درویش عبدالمجید طالقانی قواعد جدیدی را برای خط شکسته وضع نمود و آنرا به کمال نوشت. از بزرگان دیگر خط در این قرن احمد نیریزى است. او از نسخ‌نویسان بزرگ زمان خود است و در نستعلیق وشکسته نیز مهارت دارد. چهار تن ازخوشنویسان نامی که در چهار خط ثلث، نسخ، نستعلیق و شکسته نستعلیق به ارکان اربعه هنر خوشنویسی مشهور گشته اند عبارتند از:

در خط ثلث : جمال الدین یاقوت ( ۶۹۸ هجری قمری)
در خط نسخ : میرزا احمد نیریزی (اواسط قرن ۱۲ )
در خط نستعلیق : میرعماد الحسنی (۱۰۲۴ هجری قمری)
در خط شکسته نستعلیق : درویش عبدالمجید طالقانی ( ۱۱۸۵ هجری قمری)

در قرن ۱۳ در دوره قاجاریه خطاطان بزرگی پا به عرصه میدان نستعلیق و دیگر اقلام خط نهادند و سختیهای این هنر ظریف را بجان خریدند و درتوسعه آن کوشیدند که اسامی معروفترین آنها از آن زمان تاکنون بشرح ذیل می باشد: عباس نوری- وصال شیرازی- احمد شاملو مشهدی – فتحعلی حجاب - میرحسینی خوشنویس- اسداله شیرازی – میرزا آقا خمسه ای- ا بوالفضل ساوجی – عبدالرحیم افسر – محمدحسین شیرازی- عبدالحمید ملک الکلامی – علی نقی شیرازی- میرزا محمد ابراهیم تهرانی (میرزا عمو) – میرزا غلامرضا اصفهانی – میرزا محمدرضا کلهر- محمدحسین عمادالکتاب – مرتضی نجم آبادی – سیدحسن میرخانی – سیدحسین میرخانی – علی اکبر کاوه – ابراهیم بوذری – حسن زرین خط – غلامحسین امیرخانی – عباس اخوین – یداله کابلی خوانساری – کیخسرو خروش وسیدمحمدموحد قمی.در حال حاضر نیز تنی چند از اساتید گرانمایه در شاخه های مختلف این هنر اصیل

در انجمن خوشنویسان ایران ویا در محافل و مجالس خصوصی به پرورش هنرجویان اهتمام می ورزند. ۱

یکی ازهنرهایی که بعضا بصورت مستقل ویا در ترکیب با خوشنویسی از دیرباز در زمره هنرهای ترسیمی وت صویری از جایگاه خاصی برخوردار است هنر تذهیب و یا طلا کاری می‌باشد. در تذهیب علاوه بر ترسیم نقوش که در نهایت ظرافت و دقت صورت می پذیرد، بهره جستن از رنگ و برق چشمگیر طلاست که در کنار رنگ‌هایی چون لاجوردی و شنگرف و فیروزه ای خود نمایی می‌کند.عموما از تذهیب جهت پرداخت و تزیین جملات وآیاتی که با خط خوش نگارش شده‌اند استفاده می‌شود که الحق هم کاری است هنرمندانه و ظریف.

همراه با همه شاخه‌های هنری که با گذشت زمان شاهد تحولاتی درآنها بوده‌ایم در هنر خوشنویسی نیز این حکم صادق است و هم اکنون شاهد نوآوری ها و ابداعاتی در شاخه های مختلف آن هستیم چه درترکیب با سایر هنرها وچه در ابداع خط‌های جدید. بعنوان مثال می‌توان از شاخه نقاشی خط یاد کرد که از عمر آن شاید چند دهه نمی‌گذرد ولی در میان هنر دوستان از منزلت ویژه‌ای برخوردار است. در این هنر جایگاه رنگ در مقام مقایسه با خط اگر نگوییم که بالاترست هم وزن و برابر با آن می‌باشد. نقاشی خط که بر پایه‌های خوشنویسی سوار است آنچنان با رنگ در هم آمیخته‌است که دیگر نمی‌توان نام خطاطی را بر آن نهاد و شاید که نقاشی نامیدنش سزاوارتر باشد. در این شاخه هنری دست هنرمند در خلق و ابداع اشکال و ترکیبات بازتر است وبه مدد رنگ نیز راحت تر به خواسته خود می‌رسد. اساتید بنامی که سالها در این زمینه تلاش و زحمت کشیده‌اند و حاصل عمرشان در نگاره‌های ماندگار از افتخارات هنر این مرز و بوم می‌باشد، استاد محمد جلیل رسولی و استاد نصرالله افجه‌ای را هیچ گاه از خاطر نخواهیم برد.

همچنین در سال های اخیر شاهد خلق گونه‌های جدیدی از خط بوده ایم که از آن جمله‌اند خط معـلّی که برگرفته شده از نام مبارک حضرت امیر می باشد و توسط استاد حمید عجمی پایه‌گذاری شده وخطوط کرشــمه و سفیــر که آفرینش خود را مدیون استاد احمد آریامنش می‌باشند.

در همین جا بسیار بجاست تا از اساتید انجمن خوشنویسان ایران که سالها در جهت ترویج این هنر اصیل در داخل و خارج از ایران تلاش بی‌وقفه‌ای کردند و دلسوزانه به تربیت دوستداران این هنر پرداخته اند، سپاس و قدردانی کنیم. انجمن خوشنویسان ایران از سال ۱۳۲۹ با همت استادان بزرگواری چون زنده یاد سید حسین میرخانی و دیگر استادان والامقام نظیر شادروانان علی اکبر کاوه، ابراهیم بوذری و سید حسن میرخانی، با اهتمام زنده یاد دکتر مهدی بیانی محقق و استاد دانشگاه و تنی چند از عالی همتان فرهنگ خواه، با همکاری وزارت فرهنگ و هنر وقت تاسیس و راه اندازی شد و نام کلاسهای آزاد خوشنویسی زینت بخش این خانه عشق و دلدادگی گردید. این نهاد اصیل و مردمی بنیاد نامه رسمی خود را با نام انجمن خوشنویسان ایران در تاریخ ۱۹ شهریور ماه ۱۳۴۶ اخذ و فعالیتهای درخشان و تاثیر گذار خود را پی گرفت. انجمن خوشنویسان ایران به تدریج و در آغاز دهه سوم حیات پربار خود دوره رونق و گسترش را تجربه کرد و در مواجهه با رویکرد وسیع و پرشور اقشار مختلف جامعه به ویژه جوانان و نوجوانان اقدام به تاسیس فراگیر شعب در سراسر کشور نمود که این روند همچنان ادامه دارد.

انجمن خوشنویسان ایران پرسابقه ترین سازمان هنری مستقل کشور است و می‌توان گفت از نظر قدمت تشکیلاتی و فرایند تاثیر گذاری در جهان کم نظیر و در خاور میانه بی‌نظیر است.

تصویب خط مشی ها و برنامه های کلی، بررسی و تصویب اساسنامه انجمن بر عهده مجمع نمایندگان، که در راس ارکان انجمن قرار دارد ، می‌باشد.

انجمن خوشنویسان ایران بیش از ۲۲۰ شعبه در سطح کشور و خارج از کشور نظیر شعبه توکیو و پاریس و ... تاسیس نموده و تاکنون حدود پنج هزار نفر از انجمن خوشنویسان ایران با درجه ممتاز فارغ التحصیل گردیده اند.

تعداد استادان و مدرسان انجمن از مرز هفتصد و پنجاه نفر گذشته و بیش از شصت هزار هنرجو، آمار ثبت نام سال تحصیلی و تابستانی را در دوره های مقدماتی، متوسط، خوش، عالی و ممتاز تشکیل می دهند. تحریر و چاپ دهها رسم الخط و آداب الخط و کتب نفیس با شمارگانی بالغ بر صدها هزار از متون ادب، عرفان و اخلاق و برگزاری هزارها نمایشگاه از آثار خوشنویسی در داخل و خارج از کشور نمونه های دیگری از فعالیت های مثبت و تاثیر گذار فرهنگی- هنری را شامل می گردد. انجمن خوشنویسان ایران و جامعه بزرگ خوشنویسی در عرصه تاریخ و فرهنگ ایران اسلامی نقش موثری داشته و بجز ثبت و ضبط آثار ماندگار و اغنای گنجینه مواریث هنری ناب در قالب کتابت، کتیبه، قطعه نویسی و ... حضور دائمی و فرهنگ ساز داشته، نیز در متن یا در کنار هنرهای سنتی همچون نگارگری و تذهیب و قلمدان و چاقوسازی و هنرهای وابسته به چوب ، پارچه، فرش، و ... سهم ویژه ای داشته است.

امید است که با ذکر پاره ای از گوشه های تاریخ هنرهای اصیل و ماندگار سرزمین هنرپرورمان ایران عزیز ذره ای از دین خویش راهرچند ناچیز ادا کرده باشیم.


منابع:

۱ در نگارش پاره ای از مطالب این متن از منابع زیر بهره جستم:
- وب سایت انجمن خوشنویسان ایران
- وبنگاشت خط
- مجله اینترنتی ۷سنگ
- وبنگاشت جام گیتی نما
- وبنگاشت آقای جوزانی
و تعدادی از تصاویر از وب سایت موزه آثار میرعماد و وب سایت ققنوس انتخاب شده اند



نظر شما درباره‌ی اين مطلب

لطفاً پيام خود را از طريق اين فرم ارسال کنيد.

نام:
ايميل:
پيام:


  (اختياری)  



Persian / English
: ارسال :

 
بالای صفحه
Copyright © 2005, Aftab Magazine
Designed by Hamid Zarrabi-Zadeh - Maintained by Mohammad Derakhshani (See Statistics)