سال دوم
شماره‌ی

۹
شهریور، مهر، و آبان ٨۵

Print
 

 

   پرسش و پاسخ حقوق بشر و روشنفکری دینی(۳)
دکتر محسن کدیور

پیش درآمد

آراء دکتر محسن کدیور در باب «حقوق بشر و روشنفکری دینی» که در شماره های ۳ و ۴ آفتاب منتشر شد، سوالات متعدد خوانندگان و اهل نظر را به دنبال داشت. پاسخهای دکتر کدیور به برخی از این سوالات در شماره ی پیشین منتشر شد و بخش سوم آن را در این شماره می‌بینید.

آفتاب ضمن تشکر از دکتر کدیور که با گشاده رویی پاسخ به پرسشهای وارده را متعهد شدند نظر خوانندگان را به بخش سوم این پاسخها معطوف می کند.

٧. بسمه تعالی

جناب آقای کدیور

با سلام

اینجانب بعنوان فرد مطلع از قواعد بین المللی همواره در مواجه با همتاهای غیر ایرانی خود در توجیه تطابق دین مبین اسلام (دیدگاه شبعه) با موازین حقوق بشری موجود خواه معاهده ای و خواه عرفی به برخی از سنت های ائمه اطهار (ع) استناد نموده ام، اگرچه به مانند شما کاملا با وجود برخی تعارضات بنیادین موافق می باشم.

سئوال من این است که آیا با استمداد از سنت امامان نمی توان بر دیدگاههای تاریخی یا سنتی اسلام حداقل در برخی موارد خط بطلان کشید؟ بنظر می رسد که عمده تاکید بر نص صریح قران و تفاسیر مبتنی بر متن بوده است بدون اینکه از رویه امامان بعنوان دلیل معتبر بر تفسیر مبانی استفاده شود.

آیا در تحقیقات خویش جنابعالی مقررات اسلامی مربوط به حمایتهای بشری از افراد در زمان جنگ را نیز لحاظ نموده اید؟ معمولا در حقوق بین الملل از این قواعد با عنوان حقوق بشردوستانه یاد می شود اگرچه بسیاری معتقدند که این دو حوزه (حقوق بشر و حقوق بشردوستانه) در حقیقت در یک شاخه از حقوق بین الملل قرار می گیرند.

ولايت فقيه آنچنانكه در كتب منتشر شده ام از قبيل "حكومت ولائي" و "دغدغه هاي حكومت ديني" و كتاب در دست انتشارم "حكومت انتصابي" مشروحا اثبات كرده ام فاقد هرگونه مستند معتبر قرآني است،دليل معتبري در سنت رسول الله(ص) و سيره ائمه طاهرين(ع) ندارد، و دليل عقلي بر خلاف آن است. و آنچنانكه در متن همين مصاحبه نيز به تفصيل متعرض شدم در تعارض آشكار با حقوق بشر است.

پاسخ به پرسش هفتم:

در سيره ائمه طاهرين همانند سنت رسول الله (ص) جلوه هايي از رعايت برخي ضوابط حقوق بشر قابل مشاهده است، اگرچه برخي احاديث حاكي از اين سيره و آن سنت خالي از برخي نكات معارض يا مبهم در اين زمينه نيست. اين احاديث در صورت اعتبار سندي به عنوان احكام متغير و موسمي تعبير مي شود، و دسته اول از منقولات ديني حاكي از احكام ثابت و دائمي ديني به حساب مي آيند. نمونه اي از اين كوشش ميمون علمي را در اثر كم حجم اما پر محتواي "رساله حقوق" استاد آيت الله حسينعلي منتظري مي توان به نظاره نشست. احاديث معتبر ائمه طاهرين پس از قرآن كريم و سنت رسول الله (ص) در مرتبه سوم از منابع ديني اسلام شيعي قابل استناد است، اما رجوع به اين ميراث، تغييري در شاكله بحث(تعارض اسلام تاريخي با اعلاميه جهاني حقوق بشر و امكان سازگاري اسلام نوانديش با آن) ايجاد نمي كند، چرا كه مستند اكثر فتاواي مرتبط با گزاره اول (تعارض) احاديث منقول از ايشان است، هرچند برخي از مستندات گزاره دوم (سازگاري) نيزباز احاديث اهل بيت مي باشد. پرسيدني است چرا عالمان دين در طي قرون متمادي به احاديث دسته دوم عنايت كافي مبذول نداشته اند و در كنارسعي بليغ در استخراج

تكاليف شرعي عباد به استنباط حقوق ديني مردم نپرداخته اند؟

تحقيق من منحصر به حقوق بشر بويژه اعلاميه جهاني حقوق بشر(1948) و دو ميثاق بين المللي حقوق اقتصادي،اجتماعي و فرهنگي و حقوق مدني و سياسي (1966) بوده و حقوق بشردوستانه (حقوق بشر در زمان جنگ) را شامل نمي شده است. اميدوارم در فرصتي ديگر اين حوزه را نيز بررسي كنم. اجمالا بگويم وضعيت اسلام تاريخي در حوزه حقوق بشردوستانه بهتر ازوضعيت آن در حوزه حقوق بشر است. در اين مجال تحقيق محمد حميدالله حقوقدان پاكستاني قابل ذكر است.

8.Dear Dr.Kadivar

Please accept my gratitudes in advance. Could you please clarify your opinion about the

rights of Bahais according to your understanding of Islamic law? best regards

9.Dear Dr.Kadivar

I would be very thankful if you clarify the rights of 'Bahais' according to your modern interpretation of Islamic law?

best regards,

10.DearDr.Kadivar

According to Holy Quran,what status is assigned to Bahais?Are they infidels? What is their rights?

best regards,

پاسخ به پرسشهاي هشتم، نهم و دهم:

لازمه انفكاك ناپذير ولايت فقيه محجور بودن مردم به عنوان مولي عليهم در حوزه عمومي است، به زبان ساده اگر مردم اهليت تصرف در شئون خود را داشتند هرگز نيازمند ولي شرعي نبودند. قرآن كريم، سنت رسول الله(ص)، سيره ائمه طاهرين (ع) و عقل سليم بر بطلان انسان شناسي خاصي كه پايه ولايت فقيه است يعني محجوريت آحاد مردم در حوزه عمومي گواهي مي دهند.

همه انسانها فارغ از اعتقادات دينيشان از حقوق بشر برخوردارند. هيچ انساني را نمي توان بواسطه اعتقادات دينيش – ولو از ديد ما غلط و نادرست – از حداقل حقوق انساني (حقوق مصرح در اعلاميه جهاني و دو ميثاق) محروم كرد. برخورداري از اين حقوق تلازمي با صحت اعتقادات و باورهاي ديني ندارد. اصولا حقوق بشر حقوق همه انسانها است، نه فقط حقوق موحدان، مومنان و راست كيشان.

قرآن كريم اديان ابراهيمي را به عنوان اديان الهي به رسميت شناخته، از پيروان آنها به عنوان اهل كتاب ياد كرده است. باورهاي پايه اسلام – به گزارش قرآن كريم - خدا باوري، باور به روز واپسين و باور به پيامبري محمد بن عبدالله(ص) مي باشد. قرآن كريم به صراحت محمد(ص) و اسلام را آخرين پيامبران و اديان الهي مي داند و هر ادعايي معارض با اين باور پايه را باطل، ناحق و خروج از مرز ايمان مي شمارد. مسلمانان در اين باور پايه – بي هيچ اختلافي – همداستانند.

۱۱. با سلام

تعارض اسلام سنتي با حقوق بشر در ضمينه انتخاب جنسي امري است كه در سوالات از قلم افتاده. آيا فقه سنتي در مورد نوع انتخاب شريك جنسي (همجنس بازي) به گونه اي تبعيض آميز عمل نمي كند؟ اين تبعيض در كداميك از محورهاي فوق ميگنجد؟

پاسخ به پرسش يازدهم :

اولا: ارتباط جنسي با جنس موافق (همجنس بازي) در اعلاميه جهاني حقوق بشر و دو ميثاق پيرو آن به رسميت شناخته نشده است. تلاش همجنس گرايان در شناخته شدن آنها به عنوان يك اقليت (اقليت جنسي) در اسناد اصلي اجماعي بين المللي تا كنون به نتيجه نرسيده است. تا آنجا كه من مي دانم تنها جائي كه به اين امر اشاره ضمني شده در يك سند فرعي در مورد پناهندگي افرادي است كه به خاطر در پيش گرفتن اين رويه در كشور خود در خطر مرگ قرار گرفته اند. در برخي كشورهاي اروپائي كوششهائي براي به رسميت شناخته شدن همجنس گرايان و پذيرش خانواده متشكل از دو جنس موافق آغاز شده ، اما نهايت موفقيت آنها اين بوده كه روابط جنسي از حقوق شخصي است و در صورتي كه با تراضي طرفين باشد احدي حق مخالفت يا ناديده گرفتن آن را ندارد. همجنس گرائي در تمام جهان منتقدان بسيارجدي دارد چه در ميان پيروان اديان الهي (مسلمانان، مسيحيان و يهوديان) و چه در ميان افراد عرفي غير ديني. به هر حال همجنس بازي تا كنون فاقد پشتوانه اجماعي بين المللي به عنوان يكي از مصاديق حقوق بشر است.

ثانيا: اصولا همجنس بازي يا همجنس گرائي امري غير عقلائي و غير انساني است و انحراف از مسير صحيح بشري محسوب مي شود. بيشك موافقان اين رويه سخن ما را باور ندارند، آنچنانكه ما نيز در مدعيات و ادله همجنسگرايان سخن موجهي نيافته ايم. در نهايت به لحاظ عقلائي از قبيل امور جدلي الطرفين مي شود. براي ورود در مصاديق حقوق بشر مبنائي عقلائي و موجه لازم است. همجنس گرائي تا كنون به لحاظ عقلائي از حقوق بشر شناخته نشده است. به قول مشهور اول برادريت را اثبات كن بعد ادعاي ميراث كن، در شمرده شدن همجنس گرائي در زمره حقوق بشر ترديد جدي وجود دارد، با چنين ترديدي بحث از تبعيض درباره اقليتهاي جنسي چه محلي از اعراب دارد؟

ثالثا: ارتباط جنسي با همجنس در همه اديان ابراهيمي از جمله اسلام بشدت تقبيح و تحريم شده است. قرآن كريم با شديدترين لحن ممكن اين رويه را تحت عنوان رويه قوم لوط مذمت كرده است. علماي اسلام - اعم از اهل سنت و شيعه – در ممنوعيت شرعي و اشد مجازات همجنس بازان همداستانند. رضايت طرفين در فعلي كه نهي موكد شرعي دارد كارساز نيست. حرمت شرعي لواط و مساحقه و مجازات شديد مرتكبين آنها از احكام ثابت و دائمي شرعي است. روشنفكري ديني در اين مسئله كه فاقد پشتوانه عقلائي است با اسلام سنتي در حرمت شرعي و اصل مجازات(فارغ از نوع آن) برخوردي مشابه دارد. البته تجسس در حريم خصوصي افراد هم ممنوع است. با صراحت مي گويم مسلماني مطلقا همجنس گرائي را بر نمي تابد و از تمامي طرق موجه براي ريشه كن كردن اين انحراف تأسف بار از جوامع انساني كوشش مي كند.

همه انسانها فارغ از اعتقادات دينيشان از حقوق بشر برخوردارند. هيچ انساني را نمي توان بواسطه اعتقادات دينيش – ولو از ديد ما غلط و نادرست – از حداقل حقوق انساني (حقوق مصرح در اعلاميه جهاني و دو ميثاق) محروم كرد. برخورداري از اين حقوق تلازمي با صحت اعتقادات و باورهاي ديني ندارد. اصولا حقوق بشر حقوق همه انسانها است، نه فقط حقوق موحدان، مومنان و راست كيشان.

۱۲ يکي از خوانندگان آفتاب ضمن ارسال متن نسبتا مفصلي مشتمل بر چند صفحه از آفتاب خواستند نظرات ايشان با دکتر کديور دکتر ميان گذاشته شود. اين متن پس از ذکر آيات متعددي از قران کريم نتيجه گيري ميکند که نظريه ولايت فقيه نه با قرآن انطباق دارد و نه با حقوق بشر سازگار است. نويسنده نظر دکتر کديور را در اين خصوص جويا شده اند. آفتاب متن مفصل ارسالي را با دکتر کديور در ميان گذاشت. اما به دليل طولاني بودن سوال صرفا به اين خلاصه و پاسخ دکتر کديور بسنده مي كند

پاسخ به پرسش دوازدهم:

ولايت فقيه (در همه انواعش اعم از مطلقه و مقيده، انتصابي يا انتخابي، در امورحسبيه يا از باب قدر متيقن) آنچنانكه در كتب منتشر شده ام از قبيل "حكومت ولائي" و "دغدغه هاي حكومت ديني" و كتاب در دست انتشارم "حكومت انتصابي" مشروحا اثبات كرده ام فاقد هرگونه مستند معتبر قرآني است،دليل معتبري در سنت رسول الله(ص) و سيره ائمه طاهرين(ع) ندارد، و دليل عقلي بر خلاف آن است. و آنچنانكه در متن همين مصاحبه نيز به تفصيل متعرض شدم (محور چهارم) در تعارض آشكار با حقوق بشر است. لازمه انفكاك ناپذير ولايت فقيه محجور بودن مردم به عنوان مولي عليهم در حوزه عمومي است، به زبان ساده اگر مردم اهليت تصرف در شئون خود را داشتند هرگز نيازمند ولي شرعي نبودند. قرآن كريم، سنت رسول الله(ص)، سيره ائمه طاهرين (ع) و عقل سليم بر بطلان انسان شناسي خاصي كه پايه ولايت فقيه است يعني محجوريت آحاد مردم در حوزه عمومي گواهي مي دهند.

از صبر و حوصله خوانندگان محترم سپاسگزارم . والسلام 1/8/1385



نظر شما درباره‌ی اين مطلب

لطفاً پيام خود را از طريق اين فرم ارسال کنيد.

نام:
ايميل:
پيام:


  (اختياری)  



Persian / English
: ارسال :

 
بالای صفحه
Copyright © 2005, Aftab Magazine
Designed by Hamid Zarrabi-Zadeh - Maintained by Ehsan Chiniforooshan (See Statistics)