 انقلاب علمي اسلامي؟ ریچارد استون، ترجمه: سعيد کلانتري
تهران_ در يک حومهي آرام که سالهاي نوري از همهمهي مرکز تهران دور به نظر ميرسد، امير موسوي به پرتوافکني به ژنها و انجام تحقيقاتي در خصوص وارد کردن DNA در سلولها مشغول است. دکتر موسوي که به عنوان يک زيستشناس مولکولي با مرکز ملي تحقيقات مهندسي ژنتيک و بيوتکنولوژي ايران همکاري دارد ميگويد: داشتن اين امکانات روياي بسياري از دانشگاههاي ايران است.
اين آزمايشگاه يک آهنربا شده است، مملو از استعدادهاي جواني که در غير اين صورت، ايران را به قصد تأثيرگذاريشان در علم ترک ميکردند.
|
فکر کردن در ابعاد متعدد. فيزيکدان حسام الدين ارفعی هسته گروه عآلي رتبه دانشمندان نظريه ريسمان در مرکز IPM است |
اين مرکز در حال رشد، مثال بسيار خوبي از تلاشهاي اخير ايران براي به وجود آوردن حلقههاي علوم پيشرفته و برگزيده است. از ميان ساير کارهايي که در مراحل اوليه ساختشان هستند، ميتوان به اولين رصدخانهي ستارهشناسي داراي کلاس جهاني ايران، يک شتابدهندهي خطي و يک مرکز براي سمينارهاي بينالمللي اشاره کرد.
کشتيهای علم ايران در حال پرشدن با انواع کمکهاي دولتي، همچون گسترش سريع همکاريهاي خارجي که حتي «شيطان بزرگ» - که هنوز در ميان بعضي به ايالات متحده اطلاق ميشود- را دربرميگيرد.
اما بعضي بيم دارند که علم در ايران ممکن است به سوي شرايط سختي پيش رود.
رئيسجمهوري، محمود احمدينژاد، يک محافظهکار که ماه گذشته در پي وعدهاش براي زندهکردن ارزشهاي انقلاب اسلامي، قدرت را در دست گرفت، هنوز نظراتش را در مورد تحقيقات و توسعه اعلام نکرده، اگرچه او يک رياضيدان را به عنوان وزير علوم نامزد کرده است.
«اگر دولت جديد تلاش کند که اصلاحات اجتماعي که توسط رئيسجمهوري قبلي، محمد خاتمي، آغاز شده را به عقب بازگرداند، آزادي علمي ممکن است محدود شود و علم ممکن است صدمه ببيند» اين را شاپور اعتماد، مدير مرکز علمي تحقيقات براي سياستگذاري علم، در تهران بيان ميکند. وي ميافزايد: «محيط علمي در ايران بسيار شکننده است، از اين گذشته، امتناع ايران از متوقفکردن برنامهي غنيسازي سوخت هستهاياش ممکن است همکاريها با غرب را به خطر بياندازد». مصطفي معين، متخصص ايمنيشناسي، يکي از معماران اصلاحات عملي ايران و نيز يکي از نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري در تيرماه گذشته، که در مرحلهي اول در مکان پنجم قرار گرفت، از آيندهي علم در ايران بيمناک است. او ميگويد: «تمام تحقيقات علمي در خطرند».
|
خانه جايست که ازمايشگاه آنجاست. امکانات جديد در مرکز ملي تحقيقات براي مهندسی ژنتيک و زيست فناوري در تهران بعضي از زيست شناسان با استعداد جوان را براي ماندن در ايران متقاعد کرده است. |
سعيها و سختيها
چيزي که بيش از همه دانشمندان ايران را نگران ميکند، ظهور دوبارهي رکود علمياي است که پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ به وجود آمد که در آن، بعد از اين که شاه توسط يک حرکت بنيادگرایانه سقوط کرد، دانشگاهها براي مدت ۳ سال تعطيل بودند و بسياري از پروژههاي تحقيقاتي معلق ماندند. انقلاب فرهنگي، علم را به عنوان يکي از دستآوردهاي غرب طرد کرد و يا تلاش نمود که يک «علم اسلامي» که متمرکز بر توسعه باشد را ترويج دهد. اين را جامعه شناس ايراني، فرهاد خسروخاور، از مدرسهي مطالعات پيشرفته در علوم اجتماعي پاريس در شمارهي تابستان ۲۰۰۴ مجلهي مطالعات بحراني خاورميانه مينويسد. اين مسأله، بحران مهاجرت انبوه محققان را سرعت بخشيد.از جملهي مراکز تحقيقاتي که بسيار از اين بابت صدمه ديدند ميتوان به دانشگاه معتبر همدان و مرکز بيوفيزيک بيوشيمي دانشگاه تهران اشاره کرد.اعتماد ميگويد: دانشمنداني که تصميم گرفتند بمانند، اغلب متهم به مخالفت با انقلاب شدند.
خسرو خاور مينويسد: «در حين اين دورهي تاريکي، بقاياي يک گروه ممتاز از رياضيدانان و فيزيکدانان سعي کردند از انهدام علم ايران جلوگيري کنند.در ملاقاتهاي هفتگيشان، «اجتماع سهشنبهها»، در دانشکدهي فيزيک دانشگاه تهران، دانشمندان، در مقابل جو در حال گسترش، عکسالعمل نشان ميدادند و نسل جديد را متقاعد ميکردند که تلاشهايش را براي نجات فعاليتهاي علمي در ايران ادامه دهد».
يکي از نقاط امن، سازمان انرژي اتمي بود؛ مرکز اصلي تلاش ايران براي توسعهي انرژي هستهاي – يا به زعم بعضي تحليلگران غربي – بمب اتمي.
اجتماع سهشنبهها به سختي با حکومت براي گرفتن اجازهي آموزش دانشجويان دکترا در حال چانهزني بود.اين تلاشها در سال ۱۹۸۸، کمي بعد از اتمام جنگ ايران و عراق، هنگامي که دانشگاه صنعتي شريف اولين دورهي دکترا در رشتهي علوم را آغاز کرد، به ثمر نشست. معين، وزير فرهنگ و آموزش عالي در سال ۱۹۸۹، از تلاشهايش براي دميدن حيات به دانشگاههاي در حال انقراض ميگويد:
«از آن به بعد ثبتنام دانشجويان کارشناسي تا ۱۰ برابر، حدود يك ميليون نفر، ارتقا يافته است».محمد جواد رسائي، رﺌيس بخش علوم پزشکي دانشگاه تربيت مدرس تهران ميگويد: «مردم براي تحصيلات عاليه تشنهاند».
در اين زمان، بودجهي علمي به طور پيوسته از حدود ۲/۰ % از توليد ناخالص ملي در سال ۱۹۹۹ به حدود ۵۶/۰ % براي امسال در حال افزايش بوده است.
|
يوسف ثبوتي مي گويد رصد خانه طرح ريزي شده ايران موقعيت هايی براي همکاري هاي بين المللي فراهم خواهد کرد |
اگرچه تعداد بسيار کمي از محققان در زمرهي بهترينهاي رشتههاي تخصصي خود قرار دارند؛ پيشگامان علم ايران اعتقاد دارند که جامعهي علميشان در حال به هم پيوستن هستند. رسائي ميگويد: «خروجيهاي علم از سال ۱۹۹۳در حال جهش بوده است. در سال ۲۰۰۳، محققان داخل ايران ۳۲۷۷ مقالهي علمي، ۳۰ برابر سال ۱۹۸۵، در مجلات علمي منتشر کردهاند که اين ميزان، ايران را در جايگاهي جلوتر از پاکستان و در کنار مصر قرار ميدهد.از سال ۲۰۰۰ ميزان همکاريهاي بين المللي در رشتههاي شيمي، مهندسي و فيزيک ۳ برابر شده است.
علم ايران در گذر روابطِ داﺌماً درحال تغيير با غرب، بسيار صدمه ديده است. معين به عنوان وزير آموزش عالي، دانشجويان و اعضاي ﻫﻴأت علمي را براي همکاري با آزمايشگاههاي غربي تشويق کرد. دکتر موسوي ۳۶ ساله يک مثال بسيار خوب در اين مورد است. او بورسيهي دولت ژاپن را براي دورهي دکترا در«مؤسسهي علوم و فنآوري نارا»(Nara Institute of Science and Technology) بهدست آورد. پس از گذراندن دورهي پسادکتري، او يک پيشنهاد شغلي از سوي دانشگاه کاليفرنيا در سانديهگو را به خاطر بازگشت به ايران رد کرد. او ميگويد بسياري از محققان عاشق کشورشان هستند و بازميگردند.
اگر چه بسياري ديگر در خارج مانده اند.
يوسف ثبوتي، مدير مرکز مطالعات پيشرفته در علوم پايهي زنجان که يک مؤسسهي در حال رشد براي دورههاي کارشناسي ارشد و دکترا در رشتههاي علوم، واقع در دامنههاي رشته کوههاي زاگرس در ۳۰۰ کيلومتري غرب تهران است، ميگويد: «با اين وجود تعداد بسيار زيادي در خارج مشغول کارند. بسيار سخت است که افراد را به سوي امکانات ضعيفتر و حقوقهاي پايينتر جذب کرد. اين مسأله نگرانيها را در مورد اين که تلاش ايران بيشتر در جهت آموزش نيروهاي خارج است تا رشد داخل، افزايش داده است».
رضا منصوري، معاون پژوهشي وزير پيشين علوم ميگويد: ما به اين جمعبندي رسيديم که اين، راه مطﻤﺌني براي توسعهي علوم در ايران نيست.
|
سنت و تغبير. اکرم اماني شيميدان پزشکي و مدير ازمايشگاه در موسسه پاستور ايران پيش بيني مي كند که دانشمندان زن به پيشرفت ادامه خواهند داد |
به ظهور رساندن علم
وزارت علوم تلاش کرده است با اختصاص بودجههاي بسيار به تعدادي از مراکز علمي که بعد از انقلاب تأسيس شده اند، يک زيرساختار ابتدايي به وجود آورد. يکي از اين مؤسسات مرکز تحقيقات فيزيک نظري و رياضيات (IPM) در تهران است.
«ما به دنبال کساني هستيم که بتوانند يک زمينه را تأسيس کنند». اين را حسامالدين ارفعي، معاون پژوهشي اين مرکز ميگويد. او در سال ۱۳۵۷ بعد از گرفتن مدرک دکترايش از دانشگاه کاليفرنيا در برکلي، به ايران بازگشت. شهرت او به عنوان يکي از نظريهپردازان نظريهي ريسمان، تعدادي از بهترين استعدادهاي ايران را به کارکردن روي اين موضوع ترغيب کرده است.
تمرکز اصلي مرکز، در زمينهي ذرات بنيادي است.او ميافزايد: «از سال ۲۰۰۱، مرکزما، محققاني را به موسسهي تحقيقات هستهاي اروپا (CERN) در نزديکي ژنو، سويس فرستاده است. ۱۰ سال طول کشيد تا از دولت، براي پيشبرد همکاريها چراغ سبز گرفته شود. دانشمندان مرکز، در ساخت يک سلنويد فشردهي موان (Muon) -يک آشکارساز براي برخورددهندهي بزرگ هادرون سرن- که قرار است در سال ۲۰۰۷ مورد استفاده قرار گيرد، مشارکت دارند.
پروژهي برخورددهنده، زمينهساز رؤياي خود مرکز، براي ساخت يک شتابدهنده در دههي آينده است که بتواند ذرات را تا انرژي ۱ ميليارد الکترون ولت (Gev) برساند. ارفعي ميگويد چنين دستگاهي به ما امکان انجام کارهاي علمي در سطح روز، همچون جستوجو براي شکست تقارنهاي بار- پاريته که مؤيد عدم برابري کامل و هميشگي ميزان ماده و پادماده است را خواهد داد.
براي آمادگي قبلي بيشتر، مرکز، ساخت يک شتابدهندهي خطي (۱۰ مگاولتي) را آغاز کرده است. شما ميتوانيد برويد و يکي از اين دستگاهها را از اروپا بخريد ولي در عوض محققان مرکز ما در حال نوآوري در زمينهي آهنرباهاي ابررسانا و ساير فنآوريها به کمک خود هستند.
به منظور آمادگي بيشتر براي شتابدهندهي (Gev)، مرکز تحت يک قرارداد - که منتظر اخذ تأﺋيديهي مجلس است- ساخت آهنربا براي افزايش توان سينکروترون سزامي در اردن را آغاز خواهد کرد. مدير داﺋمي مرکز، محمد جواد لاريجاني، از محافظهکاران بانفوذ و برادر علي لاريجاني، مذاکره کنندهي ايران در مورد مساﺋل هستهاي است.
اعتماد ميگويد مرکز بايد به پيشرفتش در دورهي احمدينژاد ادامه دهد.
ستارهشناسان نيز در شرف کسب نتايج زحمات خود هستند. دولت در حال مکانيابي براي پروژهي ۱۸ ميليون دلاري رصدخانهاي است که احتمالاً براي مطالعهي تپندههاي نزديک زمين و سيارگان خارج از منظومهي شمسي مورد استفاده قرار خواهد گرفت.ستارهشناسان ايراني از دههي ۱۹۷۰ در حال تلاش براي اين پروژه بودهاند؛ ولي تا سال ۲۰۰۴ بودجهاي به اين امر تخصيص داده نشد تا اين که به واسطهي تلاشهاي رضا منصوري، اخترشناس، اين مسأله محقق شد. پس از اين که مشخصات اين تلسکوپ ۲ متري اپتيکي و نزديک مادون قرمز در روزهاي باقيماندهي امسال نهايي شدند، سفارشات قطعات به کارخانههاي دولتي داده خواهد شد.
در اين اثنا، دانشمندان در حال بررسي چهار محل کاشان، کرمان، خراسان و قم براي ميزباني اين رصدخانه هستند. قرار است اين پروژه تا سال ۲۰۱۰ تمام شود.
ثبوتي ميافزايد: «بعد از اين همه سال، ما نهايتاً قادر خواهيم بود مشاهداتي در سطح روز جهاني را در ايران انجام دهيم. او ميافزايد اين امکانات موقعيتهاي بسياري را براي همکاريهاي خارجي فراهم خواهد کرد. وقتي شما در موقعيتي هستيد که ميتوانيد چيزي را پيشنهاد کنيد، در موقعيتي هستيد که مورد پيشنهاد ديگران واقع ميشويد. قرنها پيش، در اوايل دوران اسلامي منجمان در ايران و آسيا مرکزي در زمرهي ممتازترينهاي حرفهشان بودند».يک دانشمند ميگويد: «ما اميدواريم که اين مسأله با دولت جديد محقق شود».
زمينهي مورد علاقهي دولت قبلي زيست فنآوري بوده است. اين سخاوت، دانشگاه تربيت مدرس، که در سالهاي اخير ميليونها دلار صرف آزمايشگاههايش کرده است را شامل ميشود. رسائي ميگويد: «چيزي وجود ندارد که ما نتوانيم خريداري کنيم. يکي از خريدهاي اخيرمان، يک ميکروسکوپ NMR, X-ray, فلوﺋورانس يک ميليون دلاري است». زيست فنآوري آنقدر مورد علاقه است که ۷۰۰ دانشجوي کارشناسي براي کسب يکي از ۵ جاي کار در آزمايشگاه او با يکديگر رقابت کردهاند. او در اين آزمايشگاه اخيراً موفق به توليد ايميونوگلوبين بازنوترکيب از نوعي شتر - Bactrian - شده است.
اولين ميوههاي نهال زيست فنآوري ايران در حال رسيدن هستند. موسسهي تحقيقاتي زيست فنآوري کشاورزي ايران بررسيهاي نهايياش براي طيف گستردهاي از يک نوع گونهي برنج محلي - طارم ملايي- که ويژگيهاي ژنتيکياش تغيير يافته، را به پايان برده است. مطالعات کيفيت و سلامت اين برنجها که مجهز به نوعي پروﺘﺌيناند (Bacillus Thuringiensis) که براي حشرات سمي است در حال انجاماند. در حال حاضر، گروه زيست فنآوري گياهي درحال انجام بررسيهاي پاياني براي نوعي نيشکر مقاوم نسبت به ويروس و نيز کانولاي مقاوم نسبت به علفکشهاست. دانشکدهي زيست فنآوري صنعتي در حال افزايش توليد هورمون رشد انساني بازنوترکيب است.
در مارچ ۲۰۰۴، ۱۷۰ عضو ممتاز مرکز ملي تحقيقات مهندسي ژنتيک و بيوتکنولوژي، به اولين مرکز جديد- از پنج مرکز- در چيتگر، ۱۷ کيلومتري غرب تهران، منتقل شدند. موسوي ميافزايد: «هنگامي که ساختوسازها پايان يابد، مرکز براي اعضا، مسکن و امکانات مراقبت از کودکان فراهم خواهد کرد، زيرا انتظار ميرود که اين تعداد اعضا به چهار برابر افزايش يابد. اين مکان همچنين محل شکوفايي يک دهکدهي علمي خواهد بود». کمي پاﺋينتر از بلوار پژوهش، يک مرکز تحقيقاتي پليمر، شيمي و جنگلشناسي در کنار گلخانه و دانشکدهي کشاورزي دانشگاه تربيت مدرس قرار دارند.
دورنماي تاريک
دانشمندان ايراني داراي يک رابطهي عشق و تنفر با قويترين قدرت علمي جهاناند، که توسط نظام ديني ايران به عنوان يک دشمن شناخته ميشود. از يک طرف، ايران داراي پروژههاي همکاري بيشتري با ايالات متحده نسبت به ساير کشورهاست، از طرف ديگر تحريمهاي تحميلشده توسط ايالات متحده بر ايران پس از انقلاب تأثيرات منفي بسياري بر پيشرفت علمي ايران داشته است.
تحريمها فروش مستقيم توليدات آمريکا را به ايران ممنوع ميکند که اين مسأله سبب عدم دستيابي دانشمندان ايران به برخي امکانات و لوازم پيشرفته گرديده است. اگرچه مراکز واسطهاي چون دوبي بسياري از اين لوازم را ميفروشند، ولي قيمتهاي آنها بسيار بالاتر بوده و نيز هيچگونه خدمات پس از فروشي وجود ندارد. رسائي ميگويد: «ما متخصصيني را براي تعمير دستگاهها تربيت ميکنيم ولي مشکل قطعات يدکي همچنان وجود دارد».
موانع جديدي که بر سر راه دانشمندان ايران قرار دارد، محدوديتهاي وضع شده توسط ايالات متحده بعد از حملات تروريستي ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ است که طي آن فاصلهي دو کشور از يکديگر، بعد از قرار دادن ايران در زمرهي کشورهاي محور شرارت توسط رﺋيسجمهور، جرج. دبليو. بوش، در سال ۲۰۰۲ افزايش يافته است. ايرانيان بايد رواديد ايالات متحده را در يک کشور سوم بهدست آورند، و آنها اکنون، سختتر از هميشه موفق به کسب آن ميشوند.رسائي ميگويد: «ترجيح ميداد براي گذران يک دورهي فرصت مطالعاتي به ايالات متحده ميرفت ولي حاضر نيست که غرور خود را با دادن درخواست براي رواديد و عدم کسب آن زير پا بگذارد». يکي ديگر از دانشمندان ميگويد: «عموماً در کنفرانسها، غربيها برخورد به مراتب محترمانهتري با چينيها و هنديها نسبت به ايرانياني با همان ويژگيها دارند». اعتماد تأکيد ميکند که دانشمندان زخمهاي نمادين بسيار زيادي را به خاطر ايراني بودن تحمل ميکنند.
ايران بايد بر محدوديتهاي داخلي نيز غلبه کند. تنها در سالهاي اخير بوده است که دانشگاهها دورههاي پسادکتري را، عمدتاً به منظور سازوکار جذب اعضاي جديد هيأت علمي ايجاد کردهاند. محمدرضا خواجهپور؛ معاون مرکز تحصيلات تکميلي در علوم پايهي زنجان، يکي از پربارترين مراکز علمي در ايران، ميگويد: «هيچ کس نميخواهد که يک فارغ التحصيل خوب از ايران برود». او همچنين ميافزايد: «همزمان نظام سختگيرانهي ايران براي دادن رواديد، مدت زماني را که يک محقق خارجي ميتواند در ايران بماند را بسيار محدود ميکند». چين و مالزي قصد ارسال محققان دورههاي پسادکتري را داشتند ولي ما نميتوانيم آنها را در اختيار بگيريم. اگرچه حقوق اساتيد افزايش يافته، بسياري از ناظران معتقدند بودجهي کلي علوم- که حدود ۹۰۰ يليون دلار است- به اندازهي کافي رشد نداشته است.
مردم منتظرند ببينند آيا رﺌيسجمهور جديد، احمدينژاد، تغييري در اين زمينه ايجاد خواهد کرد؟رسائي ميافزايد: «پس از يک تغيير ساختاري دوباره در اوايل سال جاري، اکنون يک کميسيون عالي علوم، تحقيقات و فنآوري بر بودجهي علمي ايران نظارت ميکند».رياست اين کميسيون با رﺋيسجمهور است و قرار است در نشستي که براي پاﺌيز برنامه ريزي شده، در مورد اتفاقاتي که بناست در سالهاي آتي در اين حيطه رخ دهد تصميمگيري شود. تعداد کمي از محققان اعتقاد دارند که مدير علوم جديد احمدينژاد، محمد مهدي زاهدي، که يک رياضيدان از دانشگاه شهيد باهنر کرمان است، مسير علم را به کلي تغيير خواهد داد.
در عوض، اين مسأله بسيار وابسته به اين است که آيا دولت جديد به دنبال قولهاي انتخاباتي احمدينژاد براي احياي ارزشهاي انقلاب اسلامي، همچون جدايي دختران و پسران، حرکت خواهد کرد يا نه؟ رتبهي خانمها در دانشگاهها در طي دو دورهي خاتمي بسيار افزايش يافت. از مجموع ۲۸۰۰۰ دانشمندي که در حال حاضر در ايران مشغول به کارند، ۵۴۰۰ نفر را خانمها تشکيل ميدهند. اکرم اماني يکي از اين ستارگان علمي در حال رشد است. او که اکنون يکي از مديران آزمايشگاهي در انستيتو پاستور ايران است، پس از پايان تحصيلات خود در رشتهي شيمي پزشکي در هند، در سال ۱۹۹۶، درست قبل از به قدرت رسيدن خاتمي، به ايران بازگشت. او پيشبيني ميکند که دانشمندان زن به پيشرفت در زمان احمدينژاد ادامه خواهند داد. او اعتقاد دارد احمدينژاد به عنوان شهردار تهران- قبل از رياستجمهوري- بسيار موفق عمل کرده است. البته بقيه نسبت به اين مسأله خوشبين نيستند.
يک نگراني در حال گسترش در مورد از بين رفتن آزاديهاي دانشگاهي وجود دارد. معين، رﺌيس مؤسسهي تحقيقاتي ايمنيشناسي، آسم و حساسيت در تهران ميگويد: «من گمان نميکنم دانشگاهها و مراکز تحقيقاتي در صورت رشد بيشتر محافظهکاران، امکان دفاع از خود را داشته باشند». رسائي نيز ميافزايد: «اگر دانشمندان نتوانند با آزادي صحبت کنند و نيز نخواهند که سکوت اختيار کنند، احتمالا ً ترجيح خواهند داد که ايران را ترک کنند». ارفعي نگران است که بودجهي ارسال محققان براي دورههاي کوتاه مدت فرصت مطالعاتي کاهش يابد. ممکن است شرايط شبيه ۲۰ سال پيش که سفر خارج، تشريفاتي بود، شود.
منصوري که در حال استعفا از وزارت علوم و آماده شدن براي يک دوره فرصت مطالعاتي در دانشگاه مک گيل کاناداست، احتمال چنين امري را زياد نميداند. او آيندهي روشني را براي صحراي دشت کوير ايران ميبيند. آنجا، در کاروانسراي خورانق نزديک شهر يزد، وزارت علوم مشغول بازسازي يک قلعه و کاروانسراي ۴۰۰۰ ساله براي ميزباني کارگاههاي بين المللي است. اين فکر سالها قبل، که منصوري و برخي همکارانش علاقهي زيادي به يک رجعت علمي، مانند مرکز سمينارهاي اِسنومَن در آسپن، کُلرادو را داشتند شکل گرفت. او ميگويد: «ما بايد دانشمندان بيشتري را به ايران بياوريم».
خورانق، هستهي اوليهي يک سازمان جديد – مرکز همکاريها و تحقيقات بين المللي– که تحت يک توافقنامه ميان وزارت علوم و مرکز بين المللي فيزيک نظري عبدالسلام در تريست ايتاليا تشکيل شد، ميباشد.منصوري ميافزايد: «امکانات سمينارها بايد تا ۵ سال ديگر آماده شوند. در اين حين، جامعهي علمي شکنندهي ايران به لذت بردن از يک تولد دوباره ادامه خواهد داد و ميداند که همچون قلعهي خوانق روزهاي لرزانش را پشت سر نهاده است».
منابع:
- SCIENE, VOL 309, 16 SEPTEMBER 2005, By: RICHARD STONE.
|