 رويدادهای فرهنگی
آلبوم فرياد نامزد دريافت جايزهی گرمی شد
آلبوم «فرياد» اثر مشترک استاد محمدرضا شجريان، حسين عليزاده، کيهان کلهر و همايون شجريان، نامزد جايزهی جهانی موسيقی «گرمی» شد.
|
کيهان کلهر، محمدرضا شجريان، همايون شجريان و حسين عليزاده |
بعد از «غزل» ساختهی کيهان کلهر که دو سال پيش نامزد دريافت اين جايزه شده بود، اين دومينبار است که يک آلبوم موسيقی از ايران در بخش بهترين آلبوم سنتی «ورلد ميوزيک» کانديد دريافت گرامافون طلايی گرمی شده است. اين آلبوم محصول سال ٢٠٠٣ است و شرکت دلآواز آن را منتشر کرده است.
در کنار آلبوم فرياد، در بخش بهترين آلبوم سنتی ورلد ميوزيک چهار آلبوم ديگر از گروههای موسيقی نقاط مختلف دنيا نيز حضور دارند. رقبای گروه ايرانی برای کسب جايزهی مذکور «علی فرکاتور» و «تومانی ديابت» برای اثر «در قلب ما»، «لاماتاشی» گروه موسيقی استادان تبت، «پاراتوداس اوستداس» اثری از گروه ايتاليا و «بهمانکا» اثری از «ممدو ديابت» هستند. برندگان چهل و هشتمين دورهی جايزه گرمی روز ٨ فوريه در لس آنجلس معرفی خواهند شد.
کاشف غار علیصدر درگذشت
فريدون اسماعيلزاده ازکوهنوردان و سنگنوردان پيشکسوت کشور، روز ١٦ آبان، دار فانی را وداع گفت. وی نخستين کسی بود که دالانهای متعدد و محوطههای وسيعی از غار علیصدر را مورد شناسايی قرار داد.
اسماعيلزاده که دوران بازنشستگی آموزگاری خود را سپری میکرد، در سال ١٣١٩ در همدان متولد شد. از اواخر دههی ٣٠ و در سنين نوجوانی، کوهنوردی را در کنار «محمود اجل» که از بنيانگذاران کوهنوردی جديد در ايران بود، آغاز کرد و به همکاری جدی با هيأت کوهنوردی همدان پرداخت. او در سال١٣٤٢ و درحالیکه تنها ٢٣ سال سن داشت، با تيوب خودرو وارد درياچهی غار علیصدر شد و موفق گرديد که به همراهی گروه کوهنوردی «متحد» دالانهای طولانی اين غار را شناسايی کند.
|
فريدون اسماعيلزاده (١٣٨٤–١٣١٩) |
علاوه بر اين، اسماعيلزاده طی بيش از چهار دهه کوهنوردی و سنگنوردی، صعودهای متعددی را به ديوارهی بيستون و علمکوه به انجام رساند و خط الرأس بسياری از کوهستانهای ايران مانند دنا، زردکوه، اشترانکوه و البرز مرکزی را طی کرد.
او احترام زيادی برای طبيعت قائل بود و به گفتهی دوستانش او از معدود کوهنوردانی بود که هميشه از مسير کوهپيمايی، يادداشت برمیداشت. يادداشتهايی که شامل ارتفاع منطقه، آب و هوا، چگونگی صعود و اطلاعات مغتنمی از بومیهای منطقه بود. وی شاگردان زيادی را به جامعهی کوهنوردان ايران عرضه کرد؛ چندانکه بسياری از صعودکنندگان ايرانی به قلههای خارجی و نيز تعدادی از قهرمانان سنگنوردی ايران در زمرهی شاگردان وی قرار میگيرند.
آخرين کار سترگ فريدون اسماعيلزاده تهيهی گزارش و عکس از صعود به حدود ٦٠٠ تا ٧٠٠ قلهی بالای ٣٠٠٠ متر در ايران بود که وی به رغم بيماری و کاهش توان جسمی آن را با جديت پیگيری کرد. اين کار از سال ٧٦ تا ٨٣ به طول انجاميد و منجر به تدوين کتابی شد که هماينک در دست چاپ است و در کنار کتاب ارزشمند حاجعلی رزمآرا که ادارهی جغرافيای ارتش در دههی ٢٠ آن را چاپ کرد، دومين کتاب مرجع و مهم دربارهی کوههای ايران بهشمار میرود.
او از جملهی کوهنوردان اين ملک بود که سابقهی فرهنگی درخورتوجهی هم داشت، سابقهای که نسل قديمی کوهنوردان ايرانی به آن مفتخر است. نسلی که وقتی فرصتی برای استراحت در کوهستان پيدا میکرد نامهی رستم فرخزاد به يزدگرد ساسانی را میخواند.
کتابخانهی دانشکدهی حقوق دانشگاه تهران در آتش سوخت
بامداد چهارشنبه ٢٥ آبان در جريان حادثهی آتشسوزی که در دانشگاه تهران رخ داد، بخش بزرگی از کتابخانهی دانشکدهی حقوق و علوم سياسی اين دانشگاه در آتش سوخت.
|
آتشسوزی در کتابخانهی دانشکدهی حقوق دانشگاه تهران |
بر اثر اين آتشسوزی بخش مرجع کتابخانهی دانشکدهی حقوق دانشگاه تهران آسيب جدی ديد و شمار زيادی از کتابها در آتش سوختند. فاطمه مستخدمی، کارشناس مسئول فهرستنويسی کتابخانهی دانشکدهی حقوق دانشگاه تهران با بيان اينکه ٧٠ درصد کتابهای مرجع دانشکده بر اثر آتشسوزی به طور کامل از بين رفتهاند، به خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا، گفت: اکثر کتابهای نگهداری شده در اين بخش، کتابهايی بودند که به دليل مراجعهی زياد دانشجويان در دسترس قرار داشتند و از جملهی کتابهای بسيار مهم و باارزش اين کتابخانه به شمار میرفتند.
وی افزود: ٣٠ درصد ديگر کتابهای اين کتابخانه که مراجعهکنندهی زيادی نداشتند، در بخش مخزن نگهداری میشدند که دچار خسارت جدی نشدند.
پس از گذشت يک ماه هنوز علل وقوع اين آتشسوزی که در آن بيش از ٨ هزار جلد کتاب مرجع کتابخانهی دانشکدهی حقوق از بين رفت مشخص نشده است، اما گروهی اتصال سيم برق را علت احتمالی وقوع اين حادثه میدانند. اين در حاليست که دکتر قاسم افتخاری استاد دانشکدهی حقوق و علوم سياسی دانشگاه تهران با رد اين احتمال در گردهمايی «گلستان در آتش» گفت: سالن کتابخانه دارای کليد مجزايی است که هميشه پس از اتمام کار کتابخانه و بعد از خاموش کردن چراغهای آن، کليدها هم خاموش میشوند و پس از آن برقی وجود ندارد که اتصال سيمها را موجب شود.
کتابخانهی دانشکدهی حقوق دانشگاه هاروارد در نامهای به دکتر دروديان رئيس دانشکدهی حقوق و علوم سياسی دانشگاه تهران ضمن ابراز تأسف از حادثهی آتشسوزی کتابخانهی اين دانشکده، آمادگی خود را جهت کمک به اين کتابخانه اعلام کرده است.
دانشکدهی حقوق، يکی از اولين دانشکدههای دانشگاه تهران است که در اوايل دههی ١٣١٠ شمسی، يعنی بالغ بر ٧٠ سال قبل تأسيس شده است.
مرتضی مميز درگذشت
مرتضی مميز هنرمند نامدار عرصهی گرافيک کشور بامداد روز شنبه پنجم آذرماه در سن ٦٩ سالگی به دليل ابتلا به بيماری سرطان در بيمارستان آبان تهران درگذشت.
مرتضی مميز متولد ١٣١٥ و فارغالتحصيل رشتهی نقاشی از دانشکدهی هنرهای زيبای دانشگاه تهران و دارای گواهینامهی طراحی غرفه و ويترين و معماری داخلی از مدرسهی عالی هنرهای تزئينی پاريس بود.
وی از نخستين هنرمندانی بود که به هنر گرافيک و تصويرسازی مدرن در ايران پرداخت. کتابهای «طراحی گرافيک چيست»؟، «هنر گرافيک در ايران»، «نشانهها»، «حرفهای تجربه» و مقالات گوناگون از جملهی تأليفات وی بهشمار میرود.
يکی از برجستهترين دوران حرفهای اين هنرمند مجموعهی تصويرسازیهايش برای نشريهی کتاب هفته به سردبيری احمد شاملو در دههی ١٣٤٠ بود که از ديد بسياری از منتقدان جاودانهترين آثار تصويرسازی مجلات در ايران بهشمار میروند. او مدير هنری و طراح گرافيک نشرياتی چون ايران آباد، کتاب و کيهان هفته، فرهنگ کاوش نگين، فرهنگ و زندگی، رودکی، فصلنامهی خاورميانه، گفتوگو و پيام امروز بود. مميز، علاوه بر فعاليت حرفهای گرافيک، ساخت سه فيلم کوتاه با عنوان «آنکه عمل کرد و آنکه خيال بافت»، «يک نقطهی سبز» و «سياه پرنده» را نيز در کارنامهی خود دارد.
وی تلاشهای زيادی در زمينهی معرفی گرافيک ايران در سطح جهانی و تدوين و ترويج نظام علمی __آموزشی گرافيک انجام داد. نسل بزرگی از هنرمندان گرافيست کشور تحت نظر و آموزههای وی تربيت شدهاند. مميز در تأسيس و گسترش دانشکدههای گرافيک نقش عمدهای داشت و از بنيانگذاران انجمن صنفی گرافيک ايران بود. بسياری صاحبنظران وی را بنيانگذار تصويرگری نوين و «پدر گرافيک ايران» میشناسند.
مجموعهی کوچکی از آثار مرتضی مميز را میتوانيد اينجا ببينيد.
کوچ قاصدان خبر
جمعی از خبرنگاران در سانحهی سقوط هواپيمای سی ١٣٠ ارتش جمهوری اسلامی ايران در ساعت ١٣: ٤٥ روز سهشنبه جان باختند. اين هواپيما که به مقصد چابهار از فرودگاه مهرآباد به پرواز درآمده بود، دقايقی پس از پرواز اعلام نقص فنی کرد و با هدايت برج مراقبت به سوی فرودگاه مهرآباد بازگشت. در مسير بازگشت به علت کاهش شديد ارتفاع با يکی از ساختمانهای شهرک مسکونی توحيد تهران برخورد نمود و تمامی ٩٧ سرنشين آن جان باختند. اين پرواز جهت پوشش خبری رزمايش آبی – خاکی ايران ترتيب داده شده بود. ساير سرنشينان اين هواپيما را پرسنل ارتشی تشکيل داده بود.
پرواز اين هواپيما با بيش از ٦ ساعت تأخير انجام گرفت. گفته میشود که در اين هواپيما جعبهی سياه وجود نداشته است. هواپيما سی ١٣٠ ساخت آمريکاست که دستکم ٣٠ سال از عمر آن میگذرد.
تحقيقاتی در اين زمينه در حال انجام است که پياده کردن نوار مکالمهی خلبان با برج مراقبت از آن جمله است. از سؤالهای مطرح شده در اين زمينه چگونگی سقوط هواپيمای ٤ موتوره با وجود ٣ موتور سالم است که از طرف نايب رييس کميسيون امنيت ملی، محمدنبی رودکی، مطرح شده است. رودکی افزود: دو ساعت اول (تأخير) تقاضای تعمير، دو ساعت دوم انصراف خلبان و حضور نادری در ليست پرواز و دو ساعت سوم (ساعت ١١ تا ١٣) مجدداً نام گوهری وارد ليست پرواز میشود که اين يک سؤال مجهول است که فرماندهان ارتش برای آن جواب نداشتند.
پيکرهای اين عزيزان در در قطعهی ويژهی "اصحاب رسانه" در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.
پروفسور ريچارد سوئين برن در ايران
پروفسور ريچارد سوئين برن، استاد فلسفهی دين در دانشگاه آکسفورد، به دعوت مؤسسهی پژوهشی حکمت و فلسفهی ايران چهارشنبه ٢٥ آبانماه در سالن اجتماعات اين مؤسسه سخنرانی کرد. پس از جان هيک فيلسوف دين تکثرگرا که بهمنماه سال گذشته به ايران آمده بود، ريچارد سوئين برن دومين فيلسوف دين معاصر انگلستان است که به ايران میآيد.
«ريچارد گرانويل سوئين برن» در ٢٦ دسامبر ١٩٣٤ در شهر «اسميتيک» در انگلستان به دنيا آمد. بعد از تحصيلات متوسطه دورهی کارشناسی خود را با دروس فلسفه، سياست و اقتصاد در سال ١٩٥٤ در دانشگاه آکسفورد آغاز کرد و در سال ١٩٥٩ در رشتهی فلسفه ليسانس گرفت. وی در ابتدا احساس کرد که فلسفهی آکسفورد در آن سالها در برقراری ارتباط جدی با ديدگاه جهانی معاصر خصوصاً در آگاهی از يافتههای علمی ناموفق بوده است؛ و در نتيجه با استفاده از دو بورس تحصيلی در زمينهی تاريخ و فلسفهی علم در دانشگاههای «ليدز» و «آکسفورد» سه سال به تحصيل تاريخ علوم زيستی و فيزيکی پرداخت.
وی سپس تصميم گرفت که کشيش کليسای انگلستان شود، لذا به مرکز «سنت استفان» در آکسفورد پيوست و توانست دانشنامهی الهيات را با درجهی ممتاز دريافت کند. اما شرايطی پيش آمد که او از کشيش شدن منصرف شد و تمام وقت خود را صرف کارهای فلسفی کرد.
سوئين برن در سال ١٩٦٣ در دانشگاه هال، مدرس فلسفه شد. وی ابتدا با تمرکز بر فلسفهی علم و با اين اعتقاد که يک نظام متافيزيکی صحيح، همچون نظام الهيات مسيحی، بايد مبتنی بر يافتههای علمی باشد کتابهای «مکان و زمان» و «مقدمهای بر نظريهی تأييد» را به رشتهی تحرير در آورد. ارتقاء او به مرتبهی استادی در دانشگاه کيل در ١٩٧٢ مقارن با تمرکز علمی وی بر فلسفهی دين شد که تا آن زمان در آن زمينه تنها يک کتاب کوچک به نام «مفهوم معجزه» (١٩٧١) به چاپ رسانده بود.در طول دوازده سال بعد مجموعهی سهگانهی کتابهای معروف خود را در فلسفهی خداباوری يعنی «انسجام خداباوری توحيدی» (١٩٧٧)، «وجود خدا» (١٩٧٩) و «ايمان و عقل» (١٩٨١) منتشر کرد.
در سال ١٩٨٥ مقام «استاد ممتاز» فلسفهی دين مسيحی در دانشگاه آکسفورد به وی اعطا شد؛ و به دنبال آن آثارش را متمرکز بر معنا و توجيه آموزههای مسيحيت کرد و کتابهای «مسئوليت و کفاره» (١٩٨٩)، «وحی» (١٩٩٢)، «خدای مسيحی» (١٩٩٤) و «مشيت و مسألهی شر» (١٩٩٨) را نوشت. او در سال ١٩٩٥ از کليسای انگلستان جدا شد و به کليسای ارتدوکس يونان پيوست.
موضوع سخنرانی فيلسوف ٧١ سالهی انگليسی در مؤسسهی پژوهشی حکمت و فلسفه در باب مسألهی شر بود. شر از مهمترين مسائل فلسفهی دين است و هنوز پيچيدگیهای خاص خود را دارد. سوئين برن سخنان خود را با اشاره به خدای مکتب خداپرستان يعنی مسيحيان و مسلمانان آغاز کرد و او را به لحاظ تعريف قادر مطلق، عالم مطلق و مطلقاً خير توصيف نمود و عالم مطلق بودن خدا را هم به اين معنا برشمرد که او هر چيزی را که منطقاً دانستن آن ممکن است میداند.
اين استاد فلسفهی دين به بحث شرور پرداخت و گفت: «شرور عالم ذاتاً بد هستند مانند درد و رنج و افعال سوء اما ظاهراً اين مسائل را خداوند نبايد اجازهی تحقق به آنها دهد. زيرا به وضوح روشن است که خدا با توجه به قادر مطلق بودنش اگر بخواهد میتواند مانع تحقق شرور در عالم شود. اگر خدايی هست اين امر برای او بديهی به نظر میرسد. با استنتاج مورد رنج کشيدن، در خصوص همه شرور به طور کلی و استنتاج از همان مورد در خصوص خدا که میتواند هر آن چه منطقاً ممکن است انجام دهد. من برآنم که خدا متناسب با خيريت محض میتواند تحقق خود را مجاز بدارد مشروط بر آن که چهار شرط تحقق يابد. به عبارتی ديگر خدا ممکن است وقوع شری را روا بدارد و در عين حال خود همچنان خير مطلق باشد ولی مشروط به اينکه خيری وجود داشته باشد که به لحاظ منطقی برای خدا محال باشد آن را به هر طريق اخلاقی مجاز ديگری ايجاد کند مگر اين که وقوع شری يا شری به همان اندازه بد را مجاز بدارد. اما خدا اين خير را به وجود میآورد. مثلاً خدا به ما ارادهی آزاد عطا میکند. خدا حق دارد که اجازهی وقوع شر مذکور را بدهد. اين حق خدا ناشی از اين است که او ولی نعمت ماست. ارزش سلبی ناشی از مجاز شمردن وقوع اين شر، بيش از ارزش ايجابی خير مورد نظر نيست.»
وی تأکيد کرد: «ناتوانی ما در درک اين مطلب که اين شرط متحقق است غالباً ناشی از غفلتمان از اين واقعيت است که مفيد بودن برای شخصی که مفيد است يک امتياز بهشمار میآيد. به هر ترتيب آنچه که خداشناسی میتواند ادعا کند اين است که بسياری حالات خوب ديگر غير از لذات حسی هستند که منطقاً خدا نمیتواند آنها را بدون آنکه ايجاد کند، شروری واقع شوند. لذا همهی شرور عالم يک خير بزرگترند و بنابراين وجود آنها قرينهای در قبال وجود خداوند نيست.»
همايش بينالمللی «اسلام در جهان کثرتگرا»
همايش سهروزهی «اسلام در جهان کثرتگرا» به ميزبانی وزارت امور خارجه و انجمن شرقشناسی کشور اتريش و با حضور شخصيتهای سياسی و مذهبی کشورهای مختلف جهان ٢٢ آبانماه در وين گشايش يافت.
اين همايش با سخنان خانم «اورزلا پلاسنيک» وزير امور خارجهی اتريش افتتاح شد. خانم پلاسنيک در مراسم افتتاحيهی اين همايش با بيان اينکه «اعتماد و درک متقابل مبانی هستند که جهان همهروزه به آن نياز دارد» گفت: بايد با مسلمانان در يک فضای باز برخورد شود تا از اين طريق زندگی در کنار يکديگر تسهيل شود. وزير امور خارجهی اتريش، در اظهار نظر ديگری نيز اعلام کرد: اسلام و جامعهی مسلمانان بخشی از واقعيت قارهی سبز اروپا است. وی افراطگرايی را مجرد از تفکر دينی دانست و خواستار حضور مشترک جهانيان با باورها و تفکرهای دينی مختلف عليه افراطگرايی و خشونت شد.
|
محمد خاتمی از سخنرانان همايش |
محمد خاتمی رييس جمهوری سابق ايران و مبتکر «گفتوگوی تمدنها» نيز طی سخنانی در اين همايش گفت: دين در روزگار مدرن میتواند پناهگاه انسانی باشد که در چند قرن اخير بيشترين کوشش خود را در راه تخريب طبيعت و تثبيت سلطهی خود بر جهان و نفی الوهيت و معنويت بهکار برده است.
خاتمی در اين همايش که حدود دو هزار شرکتکننده داشت، گفت: بايد به ندای اديان گوش داد و جهان بايد از خطر تسليحات شيميايی و اتمی به دين پناه برد.
وی در ادامهی سخنان خود به گرايش به سوی تکثرگرايی افراطی هشدار داد و اضافه کرد، جنگهای صليبی در گذشته به ما آموختند که جنگ نبايد دوباره شروع شود. «حامد کرزای» و «جلال طالبانی» رؤسای جمهوری افغانستان و عراق نيز دو شخصيت ديگر بينالمللی بودند که در اين همايش سخنرانی کردند.
در اين همايش همچنين روابط ميان جهان اسلام و غير اسلام و تقويت تفاهم ميان مسلمانان و مسيحيان مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت. «فرهنگها، بحرانها و گفتوگوها»، «مسلمانان در جهان مسيحی و مسيحيان در جهان اسلام» و «اسلام و نقش افراد در اجتماع» از ديگر موضوعهايی بود که در اين همايش مورد بحث قرار گرفت.
«شيرين عبادی» حقوقدان ايرانی و برندهی جايزهی صلح نوبل سال ٢٠٠٣ ميلادی نيز از ديگر شرکتکنندگان و سخنرانان اين همايش بود.
در اين همايش همچنين روابط ميان جهان اسلام و غير اسلام و تقويت تفاهم ميان مسلمانان و مسيحيان مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت.
مرگ ناديا انجمن شاعرهی افغان
ناديا انجمن، شاعرهی افغان، شنبه ٥ نوامبر در منزلش در شهر هرات افغانستان به قتل رسيد. به گفتهی مقامات امنيتی درغرب اين کشور اين شاعر جوان پس از اينکه توسط شوهرش مورد ضرب و جرح قرار گرفت در اثر جراحات وارده کشته شد.
ناديا انجمن در سال ١٣٥٩ خورشيدی در شهر هرات زاده شد و از ١٥ سالگی به سرايش شعر روی آورد. او که به هنگام مرگ ٢٥ سال داشت، به باور بسياری از شاعران و نويسندگان افغان، در غزلسرايی دست بالايی داشته و زبان و پرداخت نو در اشعارش قابل لمس بوده است. از وی در سال جاری خورشيدی، يک مجموعهی شعر نيز به نام «گل دودی» منتشر شد.
انجمن نويسندگان و شاعران افغانستان در سوگ اين شاعرهی جوان افغانی مینويسد: «مرگ جانگداز بانوی سخنآفرين (ناديا انجمن) با چنگال خشم و غضب همسرش، گزارش دردناک ديگری است از بیداد بیفرجام جماعتی از مردان سرزمينمان بر زنان و شيوهای است تازهتر از خشونتی که هر روز افزونتر از ديروز با سيمای دهشتباری رخ مینمايد و قربانی میطلبد.»
بسياری از نويسندگان افغان در هرات، مرگ اين شاعر را «فاجعهی ادبی» برای افغانستان خواندهاند.
» غزلی از ناديا انجمن
نيست شوقی که زبان باز کنم، از چه بخوانم؟ من که منفور زمانم، چه بخوانم چه نخوانم
چه بگويم سخن از شهد، که زهر است به کامم وای از مشت ستمگر که بکوبيده دهانم
نيست غمخوار مرا در همه دنيا که بنازم چه بگريم، چه بخندم، چه بميرم، چه بمانم
من و اين کنج اسارت، غم ناکامی و حسرت که عبث زادهام و مهر ببايد به دهانم
دانم ای دل که بهاران بود و موسم عشرت من پربسته چه سازم که پريدن نتوانم
گرچه ديری است خموشم، نرود نغمه ز يادم زان که هر لحظه به نجوا سخن از دل برهانم
ياد آن روز گرامی که قفس را بشکافم سر برون آرم از اين عزلت و مستانه بخوانم
من نه آن بيد ضعيفم که ز هر باد بلرزم دخت افغانم و برجاست که دايم به فغانم
پيکر منوچهر نوذری در خاک آرام گرفت
«منوچهر نوذری» هنرمند نامآشنای تئاتر، سينما و تلويزيون به دليل عارضهی ريوی و عفونت کليوی چهارشنبه ١٦ آذرماه در سن ٦٩ سالگی در بيمارستان مدرس تهران درگذشت. نوذری از بنيانگذاران صنعت دوبلهی ايران و اولين کسی بود که در تلويزيون ايران مقابل دوربين رفت.
|
مراسم خاکسپاری منوچهر نوذری |
او در سال ١٣١٥ در شهر قزوين متولد شد. پدرش حسابدار، نقاش و اهل کاشان بود. فعاليت خود را در راديو به شکل حرفهای از بيست سالگی شروع کرد و از سال ١٣٣٤ به دوبله نيز میپرداخت. خاطرهی دوبلههای دنی کی و خصوصاً هنرمند فقيد جک لمون در فيلمهايی چون «آپارتمان» و «بعضیها داغشو دوست دارن» با صدای او از يادها نخواهد رفت.
نوذری فعاليت در سينمای حرفهای را از سال ١٣٣٤ با بازی در فيلم «امير ارسلان نامدار» آغاز کرد و در سال ١٣٤٧ در شبکهی بی.بی.سی يک دورهی شش ماهه را گذراند و در سال بعد استوديو دوبلاژ تنديس را تأسيس کرد. او در سال ١٣٥٣ به مصر رفت و در آنجا نيز به کار فيلمسازی ادامه داد. در مصر يک فيلم مستند راجع به رود نيل ساخت که مورد استقبال واقع شد. وی تعدادی نمايش نيز مانند «توی اين ديونهخونه چه خبره» در نقش نويسنده، کارگردان و بازيگر اجرا کرده است. نوذری سه فيلم بلند ايوالله (١٣٥٠)، خيلی هم ممنون (١٣٥١) و خيالاتی (١٣٥٣) را در کارنامهی خود دارد.
پس از انقلاب فعاليت مجدد خود را در راديو از اسفند ١٣٦٦ شروع کرد. برنامههای صبح جمعه با شما و مسابقه هفتهی او سالها از پرطرفدارترين کارهای تلويزيون و راديو به شمار میآمدند. وی سال قبل با بازی در سريال «کوچهی اقاقيا» پس از چند سال دوباره به عرصهی بازيگری بازگشت و هماکنون فيلم «چند میگيری گريه کنی» را آمادهی اکران دارد.
روحش شاد و يادش گرامی باد.
|