سال اول
شماره‌ی

آذر و دی ٨٤

 

 
  کلام بزرگان: سوره‌های جفت
تنظيم: اميرهوشنگ ناظريان

برگی از راه حق (دمّا پادا) بودا

آن‌چه هست پديدآمده از پندار است،
زاده‌ی پندار،
آفريده‌ی پندار.

آن را که گفتار و کردار از پندار پليد برخاست،
رنج از پی آمد،
چنان‌که چرخ ارابه از پی گام اسب.

آن‌چه هست پديدآمده از پندار است،
زاده‌ی پندار،
آفريده‌ی پندار.
آن را که گفتار و کردار از پندار پسنديده برخاست،
نيک‌بختی از پی آمد،
چنان‌که سايه‌ها
از پی موجودات.

«دشنام شنيدم، ضربت ديدم، شکست خوردم، باختم.»
چنين است انديشه‌ی آن کس که نفرتش فرو ننشيند.

«دشنام شنيدم، ضربت ديدم، شکست خوردم، باختم.»
آن را که چنين انديشه نباشد نفرتش فرو نشيند.

در اين جهان
هيچ‌گاه نفرت به نفرت فروننشيند
(بل) با دوری از نفرت آرام يابد.
چنين است حکم ازلی.

گروهی نمی‌دانند که ما هر آن در پيشگاه مرگيم.
فرزانگان دانستند و به آرامش رسيدند.

مارا چيره گشت بر آن‌کس که زيست
چشم‌دوخته به زيب و زيور جهان،
عنانِ احساس از کف داده،
خوراک زياده خورده،
تن به کاهلی سپرده،
و نيرو به هرزه صرف کرده
–آن‌چنان که بادها بر درختی سست‌بنيان.

مارا چيره نگشت بر آن‌کس که زيست
و چشم به زيب و زيور جهان ندوخت،
و احساس را مهار کرد،
خوراک به اندازه خورد،
ايمان داشت،
و نيرومند ماند
–آن‌چنان که بادها چيره نشدند بر کوه‌های سنگی.

آن کس که جامه‌ی زرد به بر کرد
و ناپاک بود
و بر خود چيره نشد
و عاری از حقيقت ماند
–نه، آن کس جامه‌ی زرد را سزاوار نيست.

آن کس که از آلودگی‌ها پاک شد
و به راه راست، به فضيلت رسيد
و سرشار شد از حقيقت
و پارسايی
–چنان کس جامه‌ی زرد را سزاوار است.

آنان که در بی‌گوهر، گوهر ديدند
و در گوهر بی‌گوهری، به حقيقت نرسيدند
و در مزرع دروغ سرگردان ماندند.

آنان که در گوهر، گوهر ديدند،
و بی‌گوهری را در بی‌گوهر شناختند،
به گوهر رسيدند،
و در مزرع حقيقت ماندند.

باران خانه‌ی بی‌بنيان را درهم شکند
و شهوت انديشه‌ی خام را.

باران خانه‌ی استوار را زيان نرساند،
هم‌چنان که شهوت انديشه‌ی پرداخته را.

خطاکار اندوه خورد در اين جهان،
اندوه خورد پس از مرگ،
اندوه خورد در هر دو جا،
اندوه خورد
زيان برد
و رنج کردار خويش کشد.

آن کس که خير کرد،
شاد شد در اين جهان
شاد شد پس از مرگ
شاد شد در هر دو جا
شاد شد
و شادی کرد
چون اخلاص اعمال خويش ديد.

خطاکار بسوخت در اين جهان
بسوخت پس از مرگ
بسوخت در هر دو جا،
که آگاه بود بر کردار پليد خويش،
و بيافزود رنج او
هرگاه که گمراه شد.

آن کس که خير کرد،
شادمان شد در اين جهان
شادمان شد پس از مرگ
شادمان شد در هر دو جا
شادمان شد
و شادی کرد،
که آگاه بود بر کردار نيک خويش،
و بيافزود شادمانيش
چون به راه نيک رفت.

آن کس که بسيار خواند
و به آن عمل نکرد،
کاهل است
چوپانی است که گاوهای گله‌ی ديگران را می‌شمرد.
او در شمار طالبان راه نيست.

آن کس که کم خواند،
ولی به راه راست‌آيين (نيک) قدم نهاد،
و از شهوت و نفرت و وهم دست شست،
به معرفت راستين رسيد.
فکرش آزاد شد و لذت جهان بنهاد،
و در شمار طالبان درآمد.


نظر شما درباره‌ی اين مطلب

لطفاً پيام خود را از طريق اين فرم ارسال کنيد.

نام:
ايميل:
پيام:


  (اختياری)  



Persian / English
: ارسال :

 
بالای صفحه
Copyright © 2005, Aftab Magazine
Designed By: Hamid Zarrabi-Zadeh (See Statistics)