|
|
|
پاييز هزاررنگ میرود و زمستان سپيدرنگ میآيد و شبی در اين ميان، به بلندای فرهنگی کهن، با آيينی رنگارنگ بهسان پاييز و درونی پاک به رنگ زمستان ...
|
 |
|
|
|
استبداد میتواند بدون ايمان حکمرانی کند، اما آزادی نمیتواند ...
|
|
» حضرات پنجگانهی الهی - بخش نخست (ترجمه: دکتر محمود بينای مطلق)
حکمای باستان قائل به مراتب مختلفی از واقعيت عينی بودهاند. محیالدين عربی اين ديدگاه را با نام حضرات پنجگانهی الهی در آثار خود شرح داده است ...
|
 |
|
|
|
يکی از کارمندان نيوزيلندی شرکت نفت متوجه مجموعه عظيمی شبيه تپه شد که در زير خاک مدفون بود. او از آنجا آجری کتيبهدار پيدا کرد ...
|
 |
|
|
|
به شدت زخمی شده بود. کشانکشان او را تا پای جوخهی اعدام بردند. فرياد زد: «بسم الله الرحمن الرحيم؛ پاينده ايران، زنده باد دکتر مصدق» ...
|
 |
|
|
|
گربه آن موش را بکشت و بخورد / سوی مسجد شدی خرامانا دست و رو را بشست و مسح کشيد / ورد میخواند همچو ملّانا ...
|
|
|
اين عصايی را که روزگار به دستم داده / روزی روبروی سرايت میکارم / تا فقط شعر / و گاهی رطب جنوبی بدهد / و چکاوکی که بالای نخل سبز بخواند ...
|
|
|
کنشت و مسجد و بتخانه و دير / جز اين مشت گلی پيدا نکردی! ز بندِ غير، نتوان جز به دل رَست / تو ای غافل دلی پيدا نکردی!
|
 |
|
|
» رکعتين فیالعشق (سعيد دارايی)
هر شب ماجرا همين بود. تجهيزاتمان را برمیداشتيم و به ستون يک راه میافتاديم و میرفتيم آنسوی مرز ... و اين تو بودی آن شب تاريک ...
|
 |
|
|
» کلام بزرگان: سورههای جفت (تنظيم: اميرهوشنگ ناظريان)
آنچه هست پديدآمده از پندار است. آن را که گفتار و کردار از پندار پسنديده برخاست، نيکبختی از پی آمد، چنانکه سايهها از پی موجودات ...
|
 |
|
|
|
کوچ قاصدان خبر / پروفسور سوئين برن در ايران / آلبوم فرياد نامزد جايزهی گرمی / درگذشت کاشف غار علیصدر / همايش اسلام در جهان کثرتگرا ...
|
|
» شجريان بم خواند (فريد دهدزی)
نالهای که شجريان سر داد، «سروشی غيبی» و بيانگر احوالات جامعه بود. او اينبار بسيار غمآلود و «بم» خواند ...
|
 |
|
|
» عادت میکنيم (الهام اشعری)
نوشتهای که برای کتاب «عادت میکنيم» آمده نقد نيست؛ بيشتر يادداشتی است از طرف خوانندهای با تعلق خاطر به کتاب ...
|
 |