سال اول
شماره‌ی

مهر و آبان ٨٤

 

 
  عدم انسجام جامعه‌ی ايرانيان مهاجر، توهم يا واقعيت
عاطفه مشاطان

«عدم انسجام جامعه‌ی ايرانيان خارج از کشور»، حرف جديدی نيست؛ بارها و بارها از زبان افراد مختلف به عنوان گلايه، از روی تأسف، و از باب توجيه ناکامی‌ها شنيده‌ايم. گويی ديگر به شکل کليشه درآمده و نه تنها حساسيت خود را نسبت به اين مسأله از دست داده‌ايم، بلکه آن را علت‌العلل بسياری از معلول‌های ناخوشايند می‌دانيم و گويی پيکره‌ی اين جامعه به اين درد مزمن عادت کرده و از سر نااميدی در پی درمان هم نمی‌گردد. مهاجران مقدم‌تر کم و کيف اين درد را برای تازه واردها توصيف می‌کنند و مسکن پرهيز را تجويز. پرهيز از سکونت در مناطق ايرانی‌نشين، از رفتن به نزد پزشکان ايرانی، از معامله‌ی مالی با تجار ايرانی، و ....

طرح از: محمد شاوزی‌پور

برچسب عدم انسجام به جامعه‌ی ايرانی برچسب دل‌آزاری شده و هم‌چون بختکی روی جامعه‌ی ما افتاده‌است. بسياری از مناسبات ما را دچار مشکل کرده و حتی سايه‌ی خود را بر تعامل با مهاجرين ساير کشورها و با کشور ميزبان گسترانيده است. مشارکت‌های ايرانيان شکننده است، کارهای گروهی ناپايدار و تشکل‌ها بی‌جان. سنت تخريبی دسته‌بندی آدم‌ها بر اساس طبقات اجتماعی، فرهنگی، اعتقادی و سياسی گويی به هر کجا که برويم با ما همراه می‌آيد. اين آفات مانع از تأثيرگذاری مطلوب و در حد ظرفيت کمی و کيفی جامعه‌ی ايرانی بر جوامع ميزبان شده است و باعث شده تا ايرانيان، در مقايسه با ساير مهاجرين، کمتر در متن و بيشتر در حاشيه باشند و تأثيرپذير. و اين تنها گوشه‌ای از پيامدهای اين برچسب و اين عارضه‌ی به ظاهر مزمن است.

اما چه نشانه‌هايی حاکی از عدم انسجام است که به آن‌ها استناد می‌شود؟ آيا اين نشانه‌ها خاص جامعه‌ی ايرانيان است يا کمابيش در ساير جوامع مهاجر هم يافت می‌شود؟ اگر به نشانه‌های خاصی برای جامعه‌ی ايرانی می‌توان اشاره کرد، آن‌ها کدامند؟ ريشه‌های آن‌ها کجاست؟ راه درمان آن چيست؟ آيا از هم‌گسيختگی و عدم انسجام از عناصر همراه مهاجرت است؟ آيا متاثر از تحولات ربع قرن اخير جامعه‌ی ايرانی است؟ آيا ضايعه‌ای نهادينه شده در فرهنگ ماست؟ آيا همانند خيلی از موارد اجتماعی در جامعه‌ی ايرانی، کمی بزرگ‌نمايی نشده و اين پديده يک توهم نيست؟

پاسخ به اين سؤالات نيازمند نگاهی است محققانه و آسيب‌شناسانه به جامعه‌ی ايرانی خارج از کشور. پر واضح است که آفتاب بضاعت و مجال پاسخ‌گويی به اين پرسش‌ها را ندارد و بر فرهيختگان و جامعه‌شناسان ايرانی، خاصه مقيم خارج از کشور، است تا با برخوردی علت‌جويانه و موشکافانه کمر همت به اين مهم ببندند. ليکن، هدف آفتاب از بيان اين پرسش‌ها يادآوری مجدد اين پديده است و لزوم جلوگيری از نهادينه شدن آن. مقولات و مقالات زيادی در باب انگيزه‌های مهاجرت و مسائل مربوطه به رشته‌ی تحرير درآمده‌اند و نيز هويت ايرانی، مستقل از مسأله‌ی مهاجرت، حرف سخن بسياری از فرهيختگان بوده است. اما، اين موشکافی‌ها فراتر نرفته‌اند و به ريشه‌يابی مسائل مبتلابه جامعه‌ی ايرانيان مهاجر، از جمله پديده‌ی عدم انسجام و راهی برای ترميم آن، نپرداخته‌اند.

اين نوشته به دنبال ايجاب، بديهی‌نمايی يا به رسميت‌شناختن پديده‌ی «عدم انسجام» نيست. بلکه به عکس، تلاشی در جهت به چالش‌کشيدن اين نوع نگرش است و اين ناديده‌انگاشتن ظهور و بروز آن در اذهان و گويش‌های مهاجران. می‌توان از روی تجاهل يا تغافل از کنار اين مساله گذشت و به نهادينه‌کردن آن تن داد! يا در مقابل با کندوکاو و نگاهی علت و معلولی از نهادينه‌شدنش جلوگيری کرد. سوال اين‌است: اين پديده واقعيت است يا توهم؟ اگر واقعيت است، قابل بررسی است. نحوه‌ی برخورد با واقعيتی از اين جنس، محتاج کاری نظام‌مند، جامعه‌شناختی، تبليغی و تبيينی است و عزم اهل فن را می‌طلبد. اگر توهم است، که بايد توهم‌زدايی شود و اين هم تنها از نخبگان جامعه بر‌می‌آيد تا با فرهنگ‌سازی اين ضد فرهنگ را ريشه‌کن کنند.

واقعيت يا توهم، در بيان پيامدها و نشانه‌های اين پديده همگان هم‌کلاميم، هر يک به شيوه‌ای و به زبانی. گريزی از برخورد با اين مساله نداريم چه واقعيت باشد، چه توهم، چه ترکيبی از هر دو. خودآگاهی نسبت به اين برچسب ناخوشايند می‌تواند قدمی در جهت رفع آن باشد و راه را برای بررسی کارشناسان هموار سازد تا از نهادينه‌شدنش در بينش، روش و منش ايرانيان مهاجر جلوگيری کنند.

به اميد همبستگی همه‌ی ايرانيان.


نظر شما درباره‌ی اين مطلب

لطفاً پيام خود را از طريق اين فرم ارسال کنيد.

نام:
ايميل:
پيام:


  (اختياری)  



Persian / English
: ارسال :

 
بالای صفحه
Copyright © 2005, Aftab Magazine
Designed By: Hamid Zarrabi-Zadeh (See Statistics)