print
|
ماهنامهی آفتاب شمارهی ٣ - مرداد و شهريور ٨٤ |
چهلتکهی تعلق (The Quilt of Belonging)
چهلتکهدوزی از جمله هنرهايی است که در بسياری از نقاط جهان ديده میشود. در ايران به طور مرسوم از چهلتکه به عنوان روتختی يا روميزی استفاده میشود و طرح چهلتکه نيز طرحی کاملاً متقارن است که از کنار هم گذاشتن مربعها و مثلثهای قائمهی متساویالساقين ايجاد شده است.
هنرمندان کنونی ايرانی پارچهها و رنگبندیها را به دقت انتخاب کرده و آنها را خريداری میکنند وليکن در گذشته از هر لباسی که در خانه دوخته میشده تکههايی باقی میمانده و چهلتکه از همين تکهها دوخته میشده است. به همين دليل چهلتکهها بسيار محبوب بودهاند چرا که هر تکه از آن تداعی لباسی است که مدتی بر تن هنرمند بوده و اين خاطرهها چهلتکه را نگارهای از يادها میساخته. نگارهای که با نگاه کردن به آن میتوان برههای از زندگی را مرور کرد.
در کشور کانادا هنر چهلتکهدوزی بسيار مرسوم است. برخلاف چهلتکههای ايرانی چهلتکههايی که در اينجا ديده میشود عموماً طرح نامتقارنی دارند و از تنوع موضوعی نيز برخوردارند. از مناظر طبيعی و منظومهی شمسی گرفته تا چهرهی يک انسان در آنها ديده میشود. حتی طرحهايی در سبک کوبيسم يا الهام گرفته از يک فرمول رياضی به صورت چهلتکه درآمدهاند. از اين چهلتکهها به عنوان تابلو يا پرده استفاده میشود. پردههای ضخيم به دليل سرمای زمستان اين ناحيه مورد استفاده قرار میگيرند.
به تازگی پارچهای به ابعاد ٣٦ در ٣.٥ متر در قالب پروژهای به نام چهلتکهی تعلق The Quilt of Belonging در کانادا به معرض نمايش درآمده است. اين چهلتکه که در واقع ٢٦٣ تکه دارد نشانهای از گوناگونی فرهنگی در کاناداست. هر تکه از اين بافته، نمايندهی فرهنگ، تمدن و هنر يک کشور يا قوم است. بدين ترتيب از هر کجای اين کرهی خاکی که باشيد يک تکه به شما اختصاص داده شده است. اين پروژه به خوبی تداعیگر مفهوم چند فرهنگی بودن کشور کاناداست و هر فرد ساکن کانادا میتواند خود را در اين اثر هنری بديع شريک بداند و در عين پاس داشتن فرهنگ آبا و اجدادش چهلتکهی کانادا را متعلق به خود بداند.
آقای حسين هنرور و خانم آدری هنرور طراح و تهيهکنندهی تکهی ايران در چهلتکهی تعلق هستند. اين طرح متشکل است از يک بتهجقه که با ترکيب ميربته با ظرافت خاصی گلدوزی شده است. در چهار طرف ميربته شعر معروف سعدی دوخته شده که از هماهنگی زيبايی با محتويات و مفهوم چهلتکهی تعلق برخوردار است.
بنی آدم اعضای يکديگرند
که در آفرينش ز يک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
چهلتکهی تعلق برای اولين بار در ماه آوريل در موزهی تمدنهای کانادا به نمايش درآمد و از آن پس به سراسر کانادا سفر خواهد کرد. همچنين کليه تکههای اين طرح به صورت کتاب چاپ شده و در دست فروش است.
منبع:
- سايت پروژهی چهلتکهی تعلق
کنفرانس هنر معاصر ايران، مدرنيته و هنرمند ايرانی
کنفرانس دو روزهی «هنر معاصر ايران، مدرنيته و هنرمند ايرانی» در دانشگاه آکسفورد از ٢٠ تا ٢١ تيرماه در کالج کلاگ برگزار شد. اين کنفرانس از جانب «بنياد برکت» و با همکاری موزهی هنرهای معاصر ايران ترتيب داده شده بود و ١٦ هنرمند و محقق دانشگاهی از کشورهای ايران، آمريکا، انگليس و آلمان، هنر معاصر ايران را در داخل و خارج از کشور از جنبهی نظری و تطبيقی مورد بررسی قرار دادند.
دکتر عبدالحميد کشميرشکن، يکی از سخنرانان اصلی که از جانب بنياد برکت و بخش شرقشناسی دانشگاه آکسفورد شرکت کرده بود، هدف اصلی اين کنفرانس را بررسی جايگاه هنر معاصر ايران در عرصهی جهانی معرفی کرد و موارد زير را به عنوان دستاوردهای مورد انتظار برشمرد:
- پاسخ به کمبود موجود در عرصهی مباحث نظری در مورد هنر معاصر ايران
- ايجاد پيوند ميان مجامع هنری جهان و به ويژه دانشگاه آکسفورد با مؤسسهها و موزههای هنری و هنرمندان ايرانی
- شناخت و بررسی همه جانبهی دو شکل از هنر که پس از انقلاب اسلامی بوجود آمده:
- هنرمندان ايرانی که در داخل کشور فعاليت دارند
- هنرمندان ايرانی که در خارج کشور مشغول به کار هستند
همچنين دکتر سميع آذر، رئيس موزهی هنرهای معاصر ايران، در ابتدای کنفرانس در مورد دورههای مختلف هنرهای معاصر ايران از سال ١٣٢٠ تا کنون صحبت کرد. وی درباره ظهور جريانهای هنری اشاره نمود که هنرمندان ايران، پيش از شکلگيری «جامعهی هنرمندان ايران»، هرگز به طور جدی و عينی در تاريخ فرهنگی-اجتماعی ايران در قالب يک تشکل- به منظور ايفای نقش- ظاهر نشده بودند.
آيدين آغداشلو، مهدی حسينی، عبدالمجيد حسينیراد، پرويز تناولی، فريار جواهريان، حميد سوری، و پروفسور جيمز آلن (مدرس هنر شرق) از جمله سخنرانان اين کنفرانس بودند.
برخی از موضوعات سخنرانی در کنفرانس عبارت بودند از:
- بافت زندگی و هنر: زبان نوظهور و دغدغه در هنر تجسمی ايران
- مدرنيسم ايرانی و ارتباط آن با ديگر مدرنيسمهای اروپايی
- مدرنيته در نقاشی ايرانی، رويکردی تاريخی
- چه چيزی را هنر بناميم؟
- زبان و مفاهيم در حال حضور در هنر ايران
-تصويرگری و چاپ در دوران قاجار و تاثير آن بر هنر معاصر ايران
در روز دوم کنفرانس و در برنامههای جنبی، ويدئو آرت (Video Art) «بر دريچهی تنهايی» از سيمين کرامتی و «بر ما چه گذشت باربد؟» از باربد گلشيری و نيز فيلمهای «باغ ايرانی» و «اولين نمايشگاه هنر مفهومی ايران» به نمايش درآمدند.
همچنين قرار است که در آيندهی نزديک متن کامل مقالههای ارائه شده در کنفرانس به دو زبان انگليسی و فارسی منتشر شود.
منابع:
- خبرگزاری مهر، ٢٠ تير ١٣٨٤
- خبرگزاری ايسکانيوز، هنر معاصر ايران، دغدغهی فرهيختگان جهان، ١٨ تير ١٣٨٤
- وب سايت کارگاه، ٢٠ تير ١٣٨٤
- خبرگزاری بیبی سی، ١٣ ژوئيه ٢٠٠٥
کنفرانس زندگی خصوصی و عرصهی عمومی در ايران معاصر
کنفرانس «زندگی خصوصی و عرصهی عمومی در ايران معاصر» از ٢٧ تا ٣٠ تيرماه در دانشگاه آکسفورد در انگلستان برگزار شد.
محمدتقی توکلی طرقی، استاد تاريخ و تمدن خاورميانه در دانشگاه تورنتو مدير علمی اين برنامه بود و بنياد ميراث ايران، مؤسسهی خاورشناسی دانشگاه آکسفورد، بنياد ميراث فرهنگی روشن و بنياد فرهنگ فارسی با همکاری کالجهای سن آنتونی و ادهام آکسفورد برگزاری آن را به عهده داشتند.
در اين کنفرانس با رويکردی جديد به تاريخ معاصر ايران پرداخته شده است: زندگی روزمره و خصوصی مردم که معولا در تاريخ ثبت نمیشود و تعامل آن با عرصههای عمومیتر جامعه که در تاريخ ثبت شدهاند. چه پيش از انقلاب و چه پس از آن تنها وقايع سياسی و پيامدها و پديدههای مربوط به آنها مورد توجه تاريخنگاران بوده است و کمتر کسی به فکر ثبت ريزهکاریها و پايههای زندگی روزمرهی مردم و تعامل آنها با جامعه افتاده است.
مثلاً مسائل مربوط به زنان، زندگی خصوصی آنها و تضادها و مشکلات اجتماعی زنان به واسطهی حساسيتهای مذهبی هيچگاه در تاريخ بررسی نشدهاند. تفاوتهای مذهبی و عرفی اقليتهای مذهبی نيز به همين مشکل دچار هستند.
شيخ ابراهيم زنجانی، از علمای دوران مشروطه از معدود افرادی است که زندگینامهی خصوصیاش را با توصيف کاملی از همسرش به صورت رمان منتشر کرده است، در حالی که هيچ اشارهای به نقش خود در محاکمهی شيخ فضلالله نوری نمیکند.
اثرات گذار از جامعهی سنتی به جامعهی مدرن که از دوران قاجار آغاز شد، علاوه بر تغيير شکل زندگی روزمرهی مردم، فضاهای شهری را نيز دستخوش تغييرات اساسی کرد. ورود ماشين شکل خيابانها را تغيير داد و نقشهی داخلی ساختمانها نيز از اندرونی و بيرونی کمکم به شکل خانههای اروپايی درآمد.
تفاوت بين ادبيات و زبان عاميانه در زندگی خصوصی و عرصهی عمومی نيز تا کنون چندان مورد توجه قرار نگرفته است. وبلاگها رسانهای هستند که اين فاصله را کمتر کردهاند و نقش مؤثری در به تصوير کشيدن زندگی خصوصی مردم که در ايران از زندگی در عرصهی عمومی بسيار دور است دارند. علاوه بر اين پس از انقلاب به ندرت به پيدايش گرايشهای ضددينی و دينگريزی در زندگی خصوصی قشرهای مختلف جامعه پرداخته شده است. اين تغييرات پيشزمينهی بروز مفاهيم جديدی برای شخصيت فردی، ذهنيت، خانواده و عرق ملی شده است. همانطور که تعريف و تغيير هيچيک از اين مفاهيم در دورههای مختلف تاريخی مورد توجه نبوده است. مفاهيم ديگری چون روشنفکری، مذهب، ادبيات، هنر و تفاوتهای جنسی نيز از چشم تاريخنگاران دور مانده است و مقهور وقايع سياسی شدهاند. با توجه به موارد يادشده در اين کنفرانس سعی شد رويکرد جديدی برای وقايعنگاری و مطالعهی تاريخ ارائه شود: توجه به پايههای زندگی خصوصی افراد و تعامل آنها با جامعه و تغييرات آن در دورههای مختلف تاريخی.
منابع:
- خبرگزاری بیبیسی، ٥ ژوئيه ٢٠٠٥
- بنياد ميراث فرهنگی
- وبلاگ کنفرانس
دوازدهمين دورهی جشنوارهی مطبوعات
دوازدهمين جشنوارهی مطبوعات در روز ١٧ مرداد که روز خبرنگار نام دارد در تالار وحدت به پايان رسيد. هيأت داروان نهايی اين دوره از جشنواره متشکل بود از: «خشايار ديهيمی»، «ليلا رستگار»، «احمد زيدآبادی»، «يونس شکرخواه»، «ماشاءالله شمسالواعظين»، «محمد مهدی فرقانين»، «علی اکبر قاضیزادهن». مطالب ارسالی به اين جشنواره از ٨ تير ماه تحت بررسی قرار گرفت و اسامی برندگان در ادامهی اين متن میباشد.
در مراسم پايانی اعلام شد که آثار ارسالی در پارهای بخشها همچون بخش خبر، تيتر، معارف دينی، عکس و طنز فاقد کيفيت و غنای لازم بودند. بنابراين داوران با عنايت به وجود کارهای جدیتر و قویتر در ميان آثار ارسال نشده، به داوری پرداختند و در برخی زمينهها از معرفی نفرات برتر، خودداری کردند. در عين حال در مواردی چون سرمقاله و يادداشت، مقالات تاريخی و گزارشهای اجتماعی شاهد قوتهای غيرقابلانکار بوديم. بر همين اساس در پارهای موارد بيش از يک نفر، حائز رتبه گرديدهاند. همچنين در بخش تکعکس (پرتره) کميتهی تخصصی در مرحلهی اول هيچ کس را واجد شرايط و کيفيت مناسب معرفی با عنوان پرتره ندانست اما در طی بازبينی مجدد، آثاری برای دريافت اين جايزه گزينش شدند.
در مصاحبهای جداگانه، پدر روزنامهنگاری نوين ايران درگفتوگويی تفصيلی با خبرنگار ايسنا تأکيد کرد: «بايد اين مسأله که تقويت مطبوعات، به عنوان رکن چهارم دموکراسی، به نفع کشور است را جاانداخت و قوانين مربوط به اين امر را تهيه کرد». دکتر کاظم معتمدنژاد در ادامه تصريح کرد: «اگر مقايسهای کنيم در رژيم سابق ٤ روزنامه بيشتر وجود نداشت. بعد از دوران جنگ باز هم بنا بر دلايلی تعداد روزنامهها کم شد، اما در حال حاضر حدود ٦٠ روزنامه مشغول به فعاليت هستند و اين موفقيت بسيار بزرگی است».
در سال گذشته انتقاداتی از طرف انجمن صنفی روزنامهنگاران به نحوهی برگزاری اين جشنواره بيان شده بود به اين دليل که آثار رييس هيأت داروی، دبير جشنواره و يک عضو هيأت داروی در دور نهايی حضور داشتند. اين مورد در آخرين دورهی اين جشنواره مشاهده نشد.
گرچه همچنان انتقاداتی از جمله دولتی بودن اين جشنواره بيان میشود، اما کيفيت و نظم در برگزاری اين دوره از جشنوارهی مطبوعات نسبت به سالهای قبل پيشرفت داشته است.
منابع:
- خبرگزاری ايسنا، ٨ مرداد ١٣٨٤
- خبرگزاری ايسنا، ١٤ مرداد ١٣٨٤
- خبرگزاری ايسنا، ١٧مرداد ١٣٨٤
- وب سايت خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات، ١٦ مرداد ١٣٨٤
کريم امامی درگذشت
کريم امامی نويسنده و مترجم مطرح ادبی، بامداد شنبه هجدهم تيرماه در سن هفتاد و چهار سالگی در منزل شخصی خود در تهران درگذشت. امامی که از استادان مسلم فن ويراستاری و از پيشگامان صنعت نشر نوين در ايران بود در سال ١٣٠٩ در شيراز به دنيا آمد. او پس از پايان تحصيلات خود در رشتهی زبان و ادبيات انگليسی دانشگاه تهران، راهی آمريکا شد و در دانشگاه مينه سوتای اين کشور ادامه تحصيل داد.
وی پس از بازگشت از آمريکا به گلستان فيلم پيوست و به همکاری با بزرگانی همچون ابراهيم گلستان، فروغ فرخزاد، مهدی اخوان ثالث و فريدون رهنما پرداخت. کريم امامی از بهترين کارشناسان زبان و ادبيات انگليسی در ايران بود. او در سالهای پيش از انقلاب ١٣٥٧ در مدارس عالی زبان انگليسی تدريس میکرد و در روزنامههای انگليسی زبان ايران از جمله روزنامهی کيهان اينترنشنال مقاله و نقد مینوشت. پس از چند سالی کار در روزنامهی کيهان، انتشارات فرانکلين او را به ترجمهی «گتسبی بزرگ» شاهکار اسکات فيتس جرالد فراخواند. رمانی که نامش در زبان فارسی با نام کريم امامی عجين شده و همواره نام او را تداعی میکند.
کريم امامی سالها در مؤسسهی انتشارات فرانکلين سرويراستار بود، و سپس به عنوان مدير انتشارات سروش فعاليت کرد. وی پس از انقلاب، به اتفاق همسرش، گلی امامی، انتشارات يا در واقع کتابفروشی "زمينه" را داير کرد و به کار کتابفروشی اشتغال داشت. کريم امامی مترجمی توانا بود که بر دو زبان فارسی و انگليسی تسلط کامل داشت.
برخی از آثار ترجمهی کريم امامی بدين شرح است:
- با خشم به ياد آر، نمايشنامهای از جان آزبرن، آبان ١٣٤٢
- گتسبی بزرگ، رمانی از اسکات فيتس جرالد، تهران، ١٣٤٤
- ايرانيان در ميان انگليسیها، نوشتهی دنيس رايت، نشر ١٣٦٤
او برخی از آثار برجستهی شاعران و نويسندگان ايران را نيز به زبان انگليسی ترجمه و منتشر کرده است. «عاشق هميشه تنهاست» گزيدهی شعرهای سهراب سپهری به زبان انگليسی و همچنين ترجمهی رباعيات عمر خيام از جملهی اين آثاراند. کريم امامی پس از انقلاب مجموعهای از مقالات خود را در کتابی به عنوان «از پست و بلند ترجمه» منتشر کرد. او علاوه بر داوری کتاب سال جمهوری اسلامی که بعدها از آن کناره گرفت، عضويت در هيأت داوران جايزههايی ديگر ازجمله مهرگان ادب را هم در کارنامه دارد که البته از هيأت داوری اين جايزه هم کمی بعدتر کناره گرفت.
به گفتهی گلی امامی، آخرين کار ترجمهی همسرش، کتاب «تا شقايق هست» ترجمهی از فارسی به انگليسی شعرهای مرحوم سهراب سپهری بوده است که با عکسهای ريکاردوزيپولی توأم شده است. ترجمههای مرحوم کريم امامی بر اشعار عباس کيارستمی فيلمساز، همراه با فرهنگ فارسی به انگليسی او نيز در آستانهی انتشار هستند. مرحوم امامی برای تدوين فرهنگ فارسی به انگليسی خود ٦ سال عمر گذاشت. سخن و فرهنگ معاصر، به ترتيب ناشران دو کتاب آخر امامی هستند.
امامی نه تنها اديبی فرزانه بلکه از نظر اخلاق و رفتار نيز انسانی نيک و وارسته بود که در اخلاص و صداقتش بسيار گفتهاند. روحش شاد و يادش گرامی باد.
منابع:
- خبرگزاری بیبیسی، ٩ ژوئيه ٢٠٠٥
- سايت فرهنگی هنری پندار، ٩ مرداد ١٣٨٤
سه فيلم ايرانی در جشنوارهی فيلم تورنتو
فيلم «بيد مجنون» آخرين ساختهی مجيد مجيدی در اولين حضور بينالمللیاش به بخش سينمای جهان جشنوارهی معتبر فيلم تورنتو راه يافت. پيش از اين، فيلمهای ايرانی «جزيرهی آهنی» ساختهی محمد رسولاُف و «گيلانه» ساختهی رخشان بنیاعتماد نيز به بخش اصلی جشنوارهی تورنتو راه يافته بودند. به گزارش خبرگزاری ايسنا، سیاُمين دوره از جشنوارهی بينالمللی تورنتو، که مهمترين رويداد سينمايی منطقهی آمريکای شمالی محسوب میشود، ١٧ تا ٢٦ شهريورماه (٨ لغايت ١٧ سپتامبر) سال جاری در کانادا برگزار میشود.
جشنوارهی بينالمللی فيلم تورنتو که به «جشنوارهی جشنوارهها» معروف است، جزء جشنوارههای درجه يک در سطح جهان محسوب میشود و بازار اين جشنواره از معتبرترين بازارهای فيلم در سطح دنيا به حساب میآيد.
«بيد مجنون» ششمين ساختهی «مجيد مجيدی» کارگردان صاحبنام سينمای ايران روايت زندگی يک استاد دانشگاه به نام يوسف است که بينايی خود را بر اثر حادثهای از دست داده و در بيمارستانی در فرانسه پس از سالها بينايی خود را به دست میآورد. در اين فيلم که مضمونی اجتماعی دارد و دارای فضايی متفاوت نسبت به ديگر آثار اين فيلمساز برجسته است، پرويز پرستويی، رؤيا تيموريان، محمود بهرازنيا، آفرين عبيسی، شراره دولتآبادی، مليکا اصلانی و ... به ايفای نقش پرداختهاند. «بيد مجنون» که در زمان ساخت «بازگشت» نام داشت، ششمين فيلم مجيد مجيدی است که برای اولين بار در آن از بازيگران حرفهای در نقشهای اصلی استفاده شده است. اين فيلم در اولين حضور سينمايی خود موفق به کسب چهار سيمرغ بلورين از جمله جايزهی فيلم برگزيدهی تماشاگران ايران در بيست و سومين جشنوارهی فيلم فجر شد.
در «گيلانه» ساختهی مشترک رخشان بنیاعتماد و محسن عبدالوهاب، فاطمه معتمدآريا، بهرام رادان، باران کوثری، ژاله صامتی، شاهرخ فروتنيان، مجيد بهرامی و نيره فراهانی به ايفای نقش پرداختهاند. رخشان بنیاعتماد که پيش از اين در آثار خود موضوعات اجتماعی را مورد توجه قرار میداد، در اين فيلم به تأثيرات جنگ میپردازد. فيلم، داستان زندگی زنی به نام گيلانه است که سالها پس از اتمام جنگ ناچار است تک و تنها زندگی خود و پسر معلولش را که در جنگ قطع نخاع شده اداره کند. فيلم به شکلی ساده و واقعگرايانه داستان خود را روايت میکند.
«جزيرهی آهنی» آخرين ساختهی محمد رسولاُف است که پيش از اين «گاگومان» را کارگردانی کرده بود و سالها قبل در فيلم «دختری با کفشهای کتانی» دستياری صدرعاملی را انجام داده بود. در اين فيلم که روايت زندگی مردمی در کشتی به گل نشستهای در سواحل جنوبی است، علی نصيريان و حسين فرضیزاده به ايفای نقش میپردازند. «جزيرهی آهنی» به همراه «يک شب» ساختهی نيکی کريمی تنها نمايندگان ايران در جشنوارهی امسال فيلم کن بودند.
منابع:
- سايت فرهنگی هنری پندار، ١٧ مرداد ١٣٨٤
- خبرگزاری ايسنا، ١٦ مرداد ١٣٨٤