 رويدادهای فرهنگی
|
سيد جلالالدين آشتيانی (١٣٨٤-١٣٠٤) |
جلال فلسفه
فلسفه در ديار ما ديری است که از نفس افتاده است. سالهاست که بزرگان فلسفهی اسلامی سطری بر ميراث کهن نيافزودهاند. سيد جلالالدين آشتيانی از اين قاعده مستثنا نبود و در فلسفهی اسلامی، طرحی نو در نيانداخت. اما آنچه او را از ديگر اساتيد فلسفهی معاصر متمايز میساخت اهتمامش به بازشناساندن دقيق و عميق ميراث فلسفی ما بود. در دياری که فرهنگ شفاهی غلبهی تام دارد و بزرگان بيش از آنکه بنويسند، سخن میگويند، آشتيانی خرق عادت کرد و به معرفی مکتوب ميراث فلسفه و عرفان کمر بست و در اين مسير آنچنان با صلابت و استواری گام برداشت که با فاصلهای بعيد از تمامی معاصران پيشی گرفت.
آشتيانی، در فهم آرای ملاصدرا و محیالدين ابن عربی، اگر نه بهترين، بی ترديد از مبرزترين اساتيد عصر ما بود. شاگردان مکتب فلسفه و عرفان نظری، تصحيح و انتشار کثيری از کتب صدرالدين شيرازی، شروح فصوص الحکم و بسياری از متون شارحان ملاصدرا را مديون اويند. آشتيانی بيش از ٣٠ اثر از تأليفات و حواشی مدرسان حکمت اسلامی را به چاپ رساند. آثاری که پيش از آشتيانی يا در کنج گنجينههای کتب خطی کتابخانهای جای داشتند يا با چاپهای سنگی و نامنقح، محققين را از نزديک شدن به خود برحذر میداشتند.
آشتيانی بر اين تصحيحات مقدمههای بلندی نوشت که هر کدام مقالهای مستقل و مفصل بود. مقدماتی که گاهی از متن اصلی حجيمتراند. چنانکه مقدمهی آشتيانی بر «تمهيد القواعد ابن ترکه»، که اولين کتاب درسی حوزهی عرفان اسلامی است بيش از دو برابر حجم رسالهی اصلی است. مرحوم آشتيانی در اثری مشترک با هانری کربن به معرفی منتخباتی از حکمای بزرگ ايرانی از ميرداماد و ميرفندرسکی تا عصر حاضر پرداخت که تا کنون در چهار مجلد به چاپ رسيده است. از ايشان چند کتاب تأليفی نيز به يادگار مانده است که از آن جملهاند: «هستی از نظر عرفان»، «زندگی و آثار ملاصدرا»، «نقد تهافت الفلاسفه غزالی» و «شرح زاد المسافر ملاصدرا در معاد جسمانی» که چون تصحيحاتش، نشان از نظر صايب، ذوق لطيف و قلم شيوای او دارند.
گذشته از آثار قلمی، سيد جلالالدين آشتيانی به تدريس نيز اهتمامی بليغ داشت چنانکه علاوه بر تدريس در حوزه از سال ١٣٣٨ خورشيدی تا آخرين روزهايی که بيماری توان تدريس و تحقيق را از او گرفت به تدريس در دانشگاه فردوسی مشهد پرداخت. سيدجلالالدين آشتيانی در تمامی عمر مصداق بارز سلامت نفس و صفای باطن بود. او مسيحوار در تجرد زيست و از او همسر يا فرزندی بر جای نماند.
خاطرهای از آقای آشتيانی در بيان سيد عطاءالله مهاجرانی
آشتيانی از جمله شاهدان تاريخ ايران بود، با سينهای سرشار از خاطرات و طنزی بینظير در تحليل حادثهها؛ يکی از خاطرات او که میتواند همانند کليدی برای شناخت تاريخ معاصر ما به کار آيد، خاطرهی غريب و انديشهبرانگيز وساطت او دربارهی فداييان اسلام در دورهی آيتالله بروجردی است؛ قرار بود جسد رضا شاه پهلوی را در صحن حرم حضرت معصومه در قم دفن کنند؛ فداييان اسلام در قم در مدرسهی فيضيه اجتماع میکنند و نسبت به تصميم دولت اعتراض میکنند. دولت تجديد نظر میکند و اعلام میکند که فقط جسد رضاخان را در حرم طواف میدهند؛ تصميم میگيرند جسد را به مرقد حضرت عبدالعظيم ببرند. اين پيروزی فداييان باعث میشود که آنان به اجتماع و اعتراض خود همچنان ادامه دهند؛ فضای قم تحت تاثير حضور فداييان قرار میگيرد. آيتالله بروجردی در درس خارج خود به شرايط پيش آمده اعتراض میکنند و میگويند: «قم شهر بی در و دروازهای شده است؛ مگر اينها مسلمان نيستند؟»
اين تعبير، آن هم از سوی مرجع تقليدی مثل آيتالله بروجردی برای فداييان بسيار گران تمام میشود؛ در صدد ترميم سخن و موضع آيتالله بروجردی برمیآيند. به سيد جلال متوسل میشوند، سيد جلال آشتيانی، طلبهی محبوب آقای بروجردی بوده است، طلبهای خوشفهم، خوشسخن، خوشخط و در يک کلام طلبهی مورد توجه ويژهی آيتالله بروجردی.
در فاصلهی اندرونی و بيرونی منزل آقای بروجردی اتاق باريکی بوده است؛ سيد جلال در همان اتاق منتظر آقای بروجردی میماند. وقتی ايشان وارد میشوند، احساس میکنند که سيد جلال با ايشان کاری دارد. میپرسند و سيد جلال تاييد میکند که پيغامی از طرف فداييان اسلام دارد. آنها گلايهمندند که سخن ايشان شرايط را سخت کرده است و مردم نسبت به فداييان با ترديد داوری میکنند.
آقای بروجردی میپرسد: سيد جلال اينها چه حرفی دارند؟ - میگويند حکومت بايد اسلامی بشود. - حکومت چگونه اسلامی میشود؟ - مثلا يکی از آقايان به جای اقبال نخستوزير بشود.
آقای بروجردی سکوت میکنند. از همان جايی که ايستاده بودند، افرادی در بيرونی در انتظار ايشان بودهاند. آقای بروجردی به سيد جلال میگويند: آن آقا را میبينی؟ آن آقا با اسلوب علمای نجف نشسته بوده است؛ آرام و باوقار. سيد جلال میگفت داشتم به همان آقا نگاه میکردم و در ذهنم جستجو میکردم که آقای بروجردی میخواهند چه حرفی بزنند. گفتند: سيد جلال آن آقا از اقبال بدتر است، فقط فرصت پيدا نکرده است!
اين خاطره البته اجزای بيشتری دارد؛ که روايت کامل آن میتواند سرفصلی برای شناخت تاريخ ايران به حساب آيد. ديدم حال که سيد جلال آشتيانی درگذشته است، دريغ است که اين خاطره ناگفته باقی بماند.
شاهرخ مسکوب درگذشت
شاهرخ مسکوب، نويسنده، پژوهشگر و مترجم ايرانی صبح روز سه شنبه ١٢ آوريل در بيمارستانی در پاريس درگذشت. شاهرخ مسکوب که در سال ١٣٠٤ به دنيا آمده بود، از حدود بيست سال پيش در پاريس زندگی میکرد. مسکوب از پژوهشگران نامی ايران در زمينهی شاهنامهی فردوسی بود. کتابهای «مقدمهای بر رستم و اسفنديار» و «سوگ سياوش» از آثار مهم او در اين عرصه است. پس از کودتای ٢٨ مرداد به همراه ديگر فعالان سياسی به زندان افتاد و در زندان کلاس شاهنامه برقرار کرد. مسکوب پس از آزادی از زندان متن درسهای آن کلاس را بهصورت کتابی به نام «مقدمهای بر داستان رستم و اسفنديار» منتشر کرد که از کتابهای معتبر در شاهنامه شناسی است.
از ديگر آثار مطرح تأليفی او میتوان به کتابهای «دربارهی سياست و فرهنگ»، گفتوگويی با علی بنو عزيزی که در ايران با عنوان «کارنامهی ناتمام» منتشر شد و «هويت ايرانی و زبان فارسی»، اشاره کرد. در زمينهی ترجمه، مسکوب آثار معتبری از سوفوکل و آشيل به فارسی برگرداند که سه تراژدی سوفوکل در مجموعهای با عنوان «افسانههای تبای» توسط انتشارات خوارزمی منتشر شد. «پرومته در زنجير»، اثر آشيل کتاب ديگری است که نام مسکوب را به عنوان مترجم بر خود دارد.
آثار متأخر مسکوب را انتشارات خاوران در پاريس منتشر میکرد. او پيش از مرگ قصد داشت «سهگانهای در سير و سلوک» شامل کتابهای «مسافرنامه»، «گفتوگو در باغ» و «سفر خواب» را منتشر کند.
هجدهمين نمايشگاه بين المللی کتاب تهران
|
مراسم اختتاميهی نمايشگاه |
هجدهمين دورهی نمايشگاه بين المللی کتاب تهران از ١٤ الی ٢٤ ارديبهشت ماه ١٣٨٤ در محل دائمی نمايشگاههای تهران با شرکت ناشران داخلی و بينالمللی برگزار شد. در اين نمايشگاه در بخش ناشران داخلی ١٧٤٨ ناشر شرکت کرده بودند که ٧٢ درصد آنها از تهران و بقيهی ناشرين از ساير شهرهای ايران بودند. همچنين در اين بخش حدود ٩٩ هزار عنوان کتاب در چهار گروه ارائه شد که از اين ميان ٥٣ درصد از گروه عمومی، ١٢.٥ درصد از گروه آموزشی، ١١ درصد از گروه کودک و نوجوان و ٢٤.٥ درصد از گروه دانشگاهی بودند. تعداد کتب ناشران داخلی نسبت به سال قبل کاهش يافته بود که علت اين امر را میتوان در بحران کاغذ و تشديد مميزی در سال گذشته جستجو کرد. در بخش بينالمللی نيز ٧٥٢ ناشر از ٥١ کشور جهان، ١٣١ کتاب ارائه کرده بودند که رشد چهل درصدی را نسبت به سال قبل نشان میدهد. از بين کتابهای ارائه شده ٦٠ درصد به زبان لاتين و ٤٠ درصد به زبان عربی بودند. همچنين در طول برگزاری نمايشگاه تعدادی از کتابهای عرضه شده توسط حراست وزارت ارشاد از غرفهها جمع آوری شدند که از آن جمله میتوان به کتابهای «شيعه در تاريخ اسلام» نوشتهی سيد رضا نيازمند، چاپ دوم «مجموعه اشعار سال صفر» سرودهی اردلان سرافراز، «زهير» نوشتهی پائلو کوئيلو، «هشتاد سال داستان کوتاه ايرانی» به گردآوری حسن ميرعابدينی و «تاج خار» نوشتهی مسيح علی نژاد اشاره نمود. نمايشگاه مطبوعات: دوازدهمين دورهی نمايشگاه مطبوعات نيز همزمان با برگزاری نمايشگاه کتاب همچون سالهای پيش برگزار شد. در اين نمايشگاه ١٢٣٤ نشريه حضور داشتند. از اين تعداد ٥٣٤ نشريه سراسری بودند که در ميان آنها ٦٦ روزنامه و هشت نشريهی ورزشی حضور داشتند. همچنين چهارده انجمن صنفی، سيزده خبرگزاری، يک مرکز تحقيقاتی و نظرسنجی و چهار موسسهی خدماتی در اين دوره شرکت کرده بودند. بخشهای جنبی نمايشگاه: امسال نيز علاوه بر نمايشگاه مطبوعات، بخش های جنبی ديگری در نمايشگاه برگزار شد که برخی از آنها عبارت بودند از:
- ششمين نمايشگاه ناشران الکترونيکی: در اين بخش بيش از ٥٠ ناشر الکترونيک، در مجموع بالغ بر ٤٥٠ عنوان محصول الکترونيکی ارائه کردند. - سالن خليج فارس: در اين سالن که با هدف معرفی هويت ايرانی و تاريخی و جايگاه جهانی خليج فارس برپا شده بود، مستندات تاريخی، حدود ١٠٠ نقشهی تاريخی، ٨٠٠ عنوان کتاب ايرانی و خارجی و تعدادی پاياننامه با موضوع خليج فارس ارائه شده بود. همچنين جشنوارهی ملی اينترنتی خليج فارس حاوی مسابقاتی در بخش وبلاگ نويسی، داستان نويسی، پويانمايی و سوالات چهارگزينهای در مورد خليج فارس برگزار گرديد. - بازار جهانی کتاب ايران: اين بخش با هدف گسترش بازار کتابهای ايرانی در خارج از کشور و توسعهی بينالملل نشر ايران برگزار شد. - سرای اهل قلم: در اين بخش نيز تجليل از مفاخر فرهنگی، نقد کتابهای ادبی، بررسی جايگاه ادبيات در کشور و بررسی مسايل نشر ايران گنجانده شده بود.
سفر آقای دکتر محمد علی اسلامی ندوشن به کانادا
|
دکتر محمد علی اسلامی ندوشن |
دکتر اسلامی ندوشن در فروردين ماه سال ١٣٨٤ به دعوت کانون ايرانيان دانشگاه تورنتو برای ايراد يک سلسله سخنرانی با عنوان ايران شناسی به کانادا آمدند.
- جهان آينده به کجا میرود، چشم انداز قرن بيست و يکم چيست؟ - چرا ايران کشوری تنهاست، بی شباهت به کشورهای ديگر؟ - شاهنامه چه پيامی برای امروز ايران دارد؟ - چرا ادبيات فارسی سخنگوی تاريخ ما شده است؟ - حافظ چکيدهی تاريخ ايران - چهها از ايران قبل از اسلام به دوران بعد انتقال يافت؟ - ايران چه پيامی برای جهان میتواند داشته باشد؟ - راز مداومت تارخی ايران چيست؟
عناوين سخنرانيهای استاد به زبان فارسی و Some Characteristics of Iranian History موضوع سخنرانی ايشان به زبان انگليسی بود.
همچنين انجمن فرهنگی پرتو در دانشگاه واترلو بعد از هماهنگی با کانون ايرانيان دانشگاه تورنتو، از دکتر ندوشن دعوت کرد تا سخنرانی «ايران چه پيامی برای جهان میتواند داشته باشد؟ » برای دانشجويان دانشگاه واترلو ايراد کند که اين جلسه با استقبال زيادی از ايرانيان منطقه کيچنر-واترلو مواجه شد.
موجب خوشوقتی بود امکان مصاحبهای با شتاب فراهم شد. متن کامل اين مصاحبه در ستون گنجينهی همين نسخه از ماهنامهی آفتاب آمده است.
برای اطلاعات بيشتر در باب کتب و آثار دکتر ندوشن به تارنمای زير مراجعه کنيد. http://www.eslaminodushan.com
دو ايرانی در ميان يکصد انسان تاثير گذار جهان در سال ٢٠٠٥
مجلهی آمريکايی Times در ماه گذشته ١٠٠ شخصيت مثبت و منفی تاثير گذار جهان در سال ٢٠٠٥ را انتخاب کرد. در اين انتخاب افراد در ٥ گروه زير دستهبندی شدهاند: - رهبران و سياستمداران - هنرمندان - سازندگان و مبدعان - دانشمندان و متفکران - قهرمانان
در اين ميان نام دکتر عبدالکريم سروش انديشمند پرآوازهی ايرانی در گروه دانشمندان و متفکران و در کنار اسامی افرادی چون لاری سامرز رييس دانشگاه هاروارد به چشم میخورد. همينطور در گروه سياستمداران آيت الله علی سيستانی رهبر مذهبی شيعيان عراق که ايرانی الاصل میباشد همراه با پاپ جديد، بوش، رايس، شارون، و ... جز افراد موثر شناخته شده است.
اکثريت اين فهرست را شخصيتهای آمريکايی تشکيل میدهند و شايد جالب توجه باشد که از گروه سازندگان BlackBerry که از فارغ التحصيلان دانشگاه Waterloo میباشند در ميان سازندگان و مبدعان نام برده شده است
يک فيلم ايرانی در ميان صد فيلم برتر تاريخ سينما
|
سفر قندهار، اثر محسن مخملباف |
مجلهی آمريکايی Times در ماه گذشته ١٠٠ فيلم برتر تاريخ سينما را انتخاب کرد که در اين ميان فيلم سفر قندهار اثر محسن مخملباف نيز انتخاب شده است. مجلهی تايمز ضمن ارائهی تحليل زيبايی از سينمای ايران و تجليل از کيارستمی و مخملباف، سينمای ايران را سينمايی انسانی میخواند که با سينمای آزاد غرب نسبتی ندارد. اين مجله مخملباف را رنگپردازترين کارگردان ايران میداند و با اشاره به صحنههايی از فيلم سفر قندهار می نويسد: اين فيلم چشمان تيزبين نقاشی را به تصوير میکشد که زيبايی را در دامان خطر میبيند، چهرهی زيبای کودکی را که در يکی از مدارس طالبان با تجربه تفنگ کلاشينکف را مسلح میکند.... سيمای مردی يک پا را که برای دستيابی به پاهای مصنوعی که از هواپيما فرو میبارند تقلا میکند... با اين حال بضاعت سينمای ايران بيش از اين است و جای فيلمهايی چون خانهی دوست کجاست و يا بچههای آسمان در اين فهرست خاليست . از ميان ديگر فيلمهای اين فهرست میتوان: پدر خواندهی ١ و ٢ ، خوب، بد، زشت، لورنس عربستان، ارباب حلقهها، متروپوليس، نابخشوده، راننده تاکسی، فهرست شيندلر، کازابلانکا و همشهری کين را نام برد.
http://www.time.com/time/2005/100movies/the_complete_list.html
چالشهای فرهنگی ايرانيان خارج از کشور
دکتر مهرداد زرندی در سال ١٣٤٢ در کرمان به دنيا آمد. وی مدرک دکترای خويش را در زمينهی مهندسی شيمی از دانشگاه کاليفرنيا اخذ کرد و همزمان مطالعات و تحقيقات خويش را در زمينهی زيبايی شناسی دنبال کرد. وی به دعوت «گروه پرتو» ١٠ می به دانشگاه واترلو آمد و سخنرانیای تحت عنوان «چالشهای فرهنگی ايرانيان خارج از کشور» ايراد نمود که خلاصهای از آن به شرح زير است:
دکتر زرندی در ابتدای سخنان خود اشاره نمود که فرهنگ مقولهای است که نخبگان جامعه جدا از درجهی تخصص خود در مورد آن تحقيق کردهاند و هر يک نقش خود را در اين زمينه ايفا نمودهاند. سپس در طرح مسالهی چگونگی حفظ هويت فرهنگی ايرانيان، دکتر مهرداد زرندی عنوان کرد که مهاجرت ايرانيان نسل جديدی را بوجود آورده که با پيشينيان خود فاصله داشتهاند و همواره در پرورش و شکلگيری اين نسل جديد اين سوال مطرح بوده که آيا آنها بايد در جامعهی غربی، که با جامعهی ايرانی و فرهنگهای آن متفاوت است، حل شوند يا اگر چنين نيست، چگونه میتوانند فرهنگ ايرانی خويش را حفظ کنند؟
وی بر اين عقيده بود که آنچه ايرانيان مهاجر در راستای حفظ هويت فرهنگی خود انجام میدهند، پاسداری مراسم ويژه و سنتهای ديرين است اما اين آيينها و سنتها به تدريج عمق و ريشههای خود را از دست دادهاند و رنگ ديگری به خود گرفتهاند.
همچنين اشاره کردند که در اقيلت بودن و عدم وجود استقلال سياسی برای يک قوم لزوماً منجر به ايجاد بحران فرهنگی برای آن قوم نمیشود. در راستای اين مطلب و برای روشن شدن نقش مهاجرت در ايجاد بحران فرهنگی، مثالهايی را عنوان کرد، نظير مهاجرت ارامنه در زمان شاه عباس صفوی به ايران که اين قوم علیرغم اينکه در اقليت به سر میبردند، زبان، فرهنگ و مذهب خود را حفظ نمودند و يا اينکه حملهی مغول به ايران و حکومت آنان بر ايران مانع از حفظ هويت ايرانی در آن زمان نشد.
ادامهی صحبت دکتر زرندی بيانکنندهی اين نکته بود که حفظ زبان حکيمان ايران نظير فردوسی میتواند تداوم فرهنگی جامعهی ايرانی را به ارمغان آورد. در خاتمه تاکيد کردند که برای کارآمدی حفظ هويت فرهنگی بايد دنيای امروز دقيقتر شناخته شود و ارزشهای فرهنگی جامعهی ايرانی مورد توجه بيشتری قرار گيرد. در ادامه، جلسه با پرسش و پاسخ پايان يافت.
|