Print print ماهنامه‌ی آفتاب
شماره‌ی ٢ - خرداد و تير ٨٤

  چاه و نخلستان
دکتر مصطفی چمران

نوشتار زير گزيده‌ای از سخنان دکتر مصطفی چمران است که بر مزار دکتر شريعتی در دمشق اندکی پس از عروج او و در حال و هوايی متأثر از آن ايراد شده است. آفتاب ياد اين هر دو آزادمرد را گرامی می‌دارد.

*****

ای علی هميشه فکر می‌کردم که تو بر مرگ من مرثيه خواهی گفت و چقدر متأثرم که اکنون من بر تو مرثيه می‌خوانم!

ای علی گفتی که هر کس گفتنی‌هايی دارد و شخصيت هر انسانی به اندازه‌ی ناگفتنی‌های اوست. و من اضافه می‌کنم که درجه‌ی دوستی و محبت من با انسانی ديگر، به اندازه‌ی ناگفتنی‌هايی است که می‌توانم با او در ميان بگذارم و از اين ناگفتنی‌ها که می‌خواستم با تو بگويم، بی‌نهايت داشتم....

ای علی همراه تو به قلب تاريخ فرو می‌روم و راه و رسم عشق‌بازی را می‌آموزم و به علی بزرگ آن‌قدر عشق می‌ورزم که از سر تا به پا می‌سوزم.

ای علی همراه تو به نخلستان‌های کنار فرات می‌روم و علی دردمند را در دل شب می‌يابم که سر به چاه کرده و سينه‌ی پردردش را خالی می‌کند....

ای علی دين‌داران متعصب و جاهل تو را به حربه‌ی تکفير کوفتند و از هيچ دشمنی و تهمت فروگذار نکردند و غرب‌زدگان نيز که خود را به دروغ روشن‌فکر می‌ناميدند تو را به تهمت ارتجاع کوبيدند.

ای علی وقتی تو را شناختم که کوير تو را شکافتم و در اعماق روحت و قلبت شنا کردم و احساسات خفته و ناگفته‌ی خود را در آن يافتم....

ای علی همراه تو به کوير می‌روم، کوير تنهايی، زير آتش سوزان عشق، در طوفان سهمگين تاريخ، که امواج ظلم و ستم در دريای بی‌انتهای محروميت و شکنجه، بر پيکر کشتی شکسته‌ی حيات و و جود ما می‌سازد و می‌تازد....

ای علی تو در قلب من زنده و جاويدی. قسم به عشق که تا وقتی که قلب سوزانم می‌جوشد و می‌خروشد و می‌سوزد، تو ای علی در قلب من حيات داری که جاذبه‌ی آسمانی عشق را در رگ‌های وجودم به ‌گردش در می‌آوری و حيات مرا از عشق و فداکاری سرشار می‌کنی....

سوگند به تنهايی که نتيجه‌ی عظمت و عشق و يکتايی است و زاينده‌ی لطافت و اخلاص و عرفان است که تا وقتی ‌که خدا تنهاست، تو علی در تنهايی ما وجود داری. قسم به عدل و عدالت که تا روزگاری که قلم و ستم بر دوش انسان‌ها سنگينی می‌کند تو در فرياد ستم‌ديدگان عليه ستم‌گران می‌غری و می‌خروشی. و قسم به شهادت که تا وقتی که فدائيان از جان گذشته، حيات و هستی خود را در قربان‌گاه عشق فدا می‌کنند، تو بر شهادت پاک آنان شاهدی و شهيدی.