print
|
ماهنامهی آفتاب شمارهی ٢ - خرداد و تير ٨٤ |
نام او را «محمد» و لقبش را «فريدالدين» نوشتهاند. در اشعارش بيشتر به «عطار» تخلص نموده و گاهی هم «فريد» را برای خود برگزيده است. عطار بيش از هفتاد سال و کمتر از هشتاد سال عمر کرده است و ظاهراً در سال ٦١٨ به دست مغولان به شهادت رسيد.
شيخ عطار داروخانهای داشته که در آن به کار طبابت میپرداخته است. به روايت جامی، سبب گرايش عطار به تصوف آن بود که: «روزی در دکان عطاری مشغول معامله بود. درويشی آنجا رسيد و چندبار شیءٌ لله گفت (يعنی چيزی برای خدا بده). وی به درويش نپرداخت، درويش گفت: ای خواجه تو چگونه خواهی مرد؟ عطار گفت: چنانکه تو خواهی مرد. درويش گفت: تو همچون من میتوانی مرد؟ عطار گفت: بلی. درويش کاسهی چوبين داشت، زير سر نهاد و گفت: الله و جان بداد. عطار را حال متغير شد و دکان بر هم زد و به اين طريق درآمد.»
آثار مسلم عطار را میتوان از اين قرار دانست:
١- مصيبت نامه
٢- الهی نامه
٣- اسرار نامه
٤- مختار نامه
٥- منطق الطير
٦- خسرو نامه
٧- جواهر نامه
٨- شرح القلب
٩- ديوان قصايد و غزليات.
و چون کتاب منثور تذکرة الاوليا را هم بر اين مجموعه بيفزاييم، تعداد آثار مسلّم او به ده کتاب بالغ میگردد که بیگمان شاهکار او کتاب منطق الطير است. سبک اشعار او عراقی و دارای مفاهيم بلند عرفانی است.
غزل زيبايی از او را میخوانيم:
درد بر من ريز
آتش عشق تو در جان خوشتر است
جان ز عشقت آتشافشان خوشتر است
هر که خورد از جام عشقت قطرهای
تا قيامت مست و حيران خوشتر است
تا تو پيدا آمدی پنهان شدم
زانکه با معشوق پنهان خوشتر است
درد عشق تو که جان میسوزدم
گر همه زهر است از جان خوشتر است
درد بر من ريز و درمانم مکن
زانکه درد تو ز درمان خوشتر است
مینسازی تا نمیسوزی مرا
سوختن در عشق تو زان خوشتر است
چون وصالت هيچکس را روی نيست
روی در ديوار هجران خوشتر است
خشکسال وصل تو بينم مدام
لاجرم در ديده طوفان خوشتر است
همچو شمعی در فراقت هر شبی
تا سحر عطار گريان خوشتر است