Print print ماهنامه‌ی آفتاب
شماره‌ی ١ - فروردين و ارديبهشت ٨٤

  طبل حلبی
مهتاب کمالی

طبل حلبی شاه‌کار گونتر گراس نويسنده‌ی لهستانی - آلمانی تبار است. گونتر گراس اين کتاب را در سال ١٩٥٩ نوشت. سال‌هايی که اوج گرايشش به فعاليت‌‌های سياسی ضد توتاليتاريسم بود. او در اين کتاب چشم‌اندازی هنری از واقعيت زندگی آلمان در نيمه‌ی اول قرن حاضر ارائه می‌دهد.

طبل حلبی اتوبيوگرافی تخيلی يک بيمار روانی به نام «اسکار» است که در يک آسايشگاه روانی بستری می‌باشد. اسکار کوتوله‌ای است که از سه سالگی رشد نکرده است. او سه سال است که «طبل حلبی» را به عنوان هديه دريافت می‌کند و بعد از دريافت اين هديه تصميم می‌گيرد که هميشه بچه بماند و هيچ‌گاه به جهان بزرگ‌سالان وارد نشود.

اسکار استعداد فوق‌العاده‌ای در آواز خواندن دارد به‌طوری که می‌تواند با صدای بم خاصی آواز بخواند، صدايی که می‌تواند شيشه‌ها را بشکند. در سرتاسر داستان اسکار از اين استعداد فوق‌العاده‌اش بهره می‌گيرد و هيچ‌وقت هم از طبل حلبی‌اش جدا نمی‌شود.

در اين اتوبيوگرافی اسکار نه فقط داستان خود که داستان نسل خود را بيان می‌کند، نسلی که لحظه‌لحظه‌ی زندگی‌اش متأثر از جنگ است. در طول نوشتن اين اتوبيوگرافی اسکار تصميم می‌گيرد که رشد کند، چنان‌که در اوايل داستان قد او ٤ فوت و ١ اينچ است و پس از اندکی قد او به ٤ فوت و ٢ اينچ می‌رسد.

کتاب طبل حلبی يک رمان سياسی است. اين کتاب نمايانگر نگاه نويسنده‌اش به سياست آلمان است. سياست و در عين حال آرمان‌گرايی چنان برای گراس جدی است که حتی پس از دريافت جايزه‌ی نوبل، در خطبه‌اش هم فقط در مخالفت با قدرت، بازار آزاد (free market)، جهانی شدن و کاپيتاليسم سخن می‌گويد. او يک عضو فعال حزب سوسيال دموکرات است. به نظر او نويسنده آن است که بر خلاف جريان حاکم بنويسد. به نظر او نويسنده نمی‌تواند سياسی نباشد، چرا که نويسنده آن است که زندگی را از نزديک بچشد و تجربه کند و بی‌پروا آن‌چه را که اتفاق می‌افتد ترسيم نمايد.

آثار گراس معمولاً بيان تاريخ زمان حال از زبان يک ناظر داخلی است. در کتاب‌های او جزئيات و روزمرگی‌های زندگی بسيار حائز اهميت هستند و همه چيز از همين جزئيات آغاز می‌شود. به‌نظر او ريشه‌ی تمام اتفاقات مهم در همين جزئيات کوچک نهفته است. او بيشتر به جريان زندگی نظر دارد تا به هدف و نتيجه. بيانش سحرآميز است و آن‌چه کلام او را از ديگران مستثنی می‌کند نگاه شاد او به حکايت‌های غم‌انگيز است که قسمت فراموش‌شده‌ی تاريخ را به ياد ما می‌آورد.


منابع:

١. http://nobelprize.org/literature/laureates/1999/grass-bio.html

٢. http://www.bookrags.com/notes/ttd