Print print ماهنامه‌ی آفتاب
شماره‌ی ١ - فروردين و ارديبهشت ٨٤

  شعر همسايه: بشير سخاورز

بشير سخاورز در ١٣٣٩ خورشيدی در محله‌ی «دروازه لاهوری» شهر کهنه‌ی کابل بدنيا آمد. درس‌های ابتدايی را در کابل به پايان رساند و وارد دانشکده‌ی مهندسی (فاکولته انجينيری) پوهنتون کابل شد. در سال ١٣٦٣ با دريافت بورس چهار ساله‌ی تحصيلی راهی انگلستان شد. سخاورز بعد از اتمام تحصيلات‌اش در دانشگاه Hertfordshire در هند مشغول کار شد.

عليرغم کار و مسؤليت شغلی‌اش درهند، به تحصيل در دانشگاه جامعه‌ی مليه‌ی دهلی پرداخت و موفق به دريافت دکترا در زمينه‌ی Literature Studies and Developments گرديد. مسئوليت شغلی سخاورز در سال‌های بعد از تحصيل او را به کشور‌های زيادی راهی کرده که به گفته خودش، هميشه در سفر بوده، که از آن جمله می‌توان هند، پاکستان، ويتنام، کامبوج، زيمبابوه، يوگاندا، کينيا، يوگوسلاوی سابق و ... را نام برد.

از بشير سخاورز در اين سال‌ها نوشته‌های زيادی چه به انگليسی و چه به فارسی در نشريات مختلف چاپ شده است. از او تا به حال دو کتاب چاپ شده، يکی: «سبزينه‌ی شرقی» است که سروده‌های او را در بر می‌گيرد. دومی مجموعه مقالات اوست، که هر دو در سال ١٣٦٩ خورشيدی چاپ شده‌اند. بشير سخاورز فعلاً ساکن انگلستان است.

غمی و سخنی

چندان نشسته‌ام به چمن بی‌بهارها
کز ياد من برفته حديث هزارها

در پيش رو سياهی و در پشت سر سياه
اينک من و صلابتِ مست ِ غبارها

از کلک من نگاره گريزان و چشم من
از بر نموده آيتِ شب‌زنده‌دارها

من راوی حکايت دوران غم شدم
تقدير با چه حادثه آورد کارها

از چنگ من صدای دلم ناشنفته ماند
هر زخمه‌ای گسست ز من بندِ تارها

در زورق شکسته‌ای با بار غم روان
ساحل کجاست تا که سپاريم بارها

تنها سکوت يار من و يار اندرون
ببريده گويی با من ِ بدمست يارها

چندان نشسته‌ام به چمن بی‌بهارها
ساری ندانم و نشناسم قنارها