print
|
ماهنامهی آفتاب شمارهی ١ - فروردين و ارديبهشت ٨٤ |
ذات آدمی مستقل از هويت قومی، اقليم زيستی و برههی تاريخی است که وی در آن به سر میبرد، وليکن گونههای بهروز جنبههای اين ذات و چالشها و پرسشهايی که آدمی در پيش خود میبيند متأثر از اين عوامل -قومی، مکانی و زمانی- میباشند.
در جوامع سنتی زندگی روزمرهی افراد تا حدود زيادی منحصر به حيطههای مکانی و قومی محدودی است. اقوام بيگانه و نحوهی تفکر و زندگی آنها به ندرت اثری در مخيلهی روزمرهی افراد اجتماعات سنتی دارد و فرهنگهای بيگانه بهنحوی کلی و حتی مبهم برای آنان مطرح میشود.
به عنوان مثال در عصر هخامنيشيان که قلمرو حکومت پارسيان از مرز هند تا جلگهی نيل گسترده بود، فرهنگ مردم اين سرزمين بهندرت خود را با پرسشهايی در مورد سنت هندو و يا سنت اُرفه و مصر باستان درگير میيافت. يا در ايران پس از اسلام، فرهنگ حاکم تنها کلياتی را در مورد فرهنگهای همسايه -مسيحيت، سنت هندو و غيره- مطرح میسازد و نيازی به تحليل مشخص مبانی انديشههای بيگانه در خود نمیبيند. محدوديت ارتباطات روزمره با ديگر اقوام برای عامهی مردم چنان پرسشی را غيرضروری میسازد.
ليکن در عصر معاصر گسترش ارتباطات قومی و فرهنگی به نوعی درگيری با انديشهها و فرهنگهای بيگانه را وارد زندگی روزمرهی اغلب افراد میکند. بهويژه برای ايرانيان مهاجر در دو سه دههی اخير اين تأثيرپذيری و تقابل فرهنگی به نحوی جدّی مطرح میباشد. جوان ايرانی که در مدرسهای در کشور غربی تحصيل میکند، خود را در سر يک ميز با افرادی از اديان، فرهنگها و نژادهای مختلف همراه میبيند. به نحوی مشخص با نحوهی نگرش اين فرهنگها آشنا میشود و برای وی اين پرسش مطرح میشود که: حقيقت چيست؟ چگونه است که مسيحی، کليمی، مسلمان، هندو و بودايی هر کدام نظامی متفاوت از هستی و آدمی را عرضه میدارند و هر کدام مدعی برحق بودن ديدگاه خود هستند؟
پاسخ اين پرسش را بايد در ژرفنای حکمت نياکانمان و تعاليم معنوی آنان يافت. آنچه که حکمت خالده يا جاويدان خرد خوانده میشود پاسخ صريح اين پرسش است. اين نگرش قدمتی به قدمت حيات آدمی بر روی اين کرهی خاکی دارد. هرچند بيان آشکار و صريح آن تنها در برههی معاصر ضرورت يافته است.
نخستين کسانی که به توضيح و تشريح اين حکمت جاويد همّت گماشتند رنه گنون (١٩٥١-١٨٦٦) و آنندا کوماراسوامی (١٩٤٧-١٨٧٧) بودند. اين حکمت بر مبنای حقيقت متافيزيکی لازمانی اديان مختلف بنا شده است و منابع مکتوب آن کتب آسمانی و نوشتههای حکيمان معنوی بزرگ میباشد. از آنجا که اين حقايق دائمی و جهانشمول میباشند، اين نظرگاه را حکمت جاويدان خواندهاند.
فريتهيوف شووان (١٩٩٨-١٩٠٧) حکيمی است که اين نظرگاه را به ژرفترين و گستردهترين گونه در همگی ابعاد بيان کرده است و در طی بيش از پنجاه سال در آثار و زندگی خود آن را متجلی ساخته است. مقالهای که در صفحهی بعد به نظر خوانندگان میرسد، درآمدی است بر فريتهيوف شووان و وحدت متعالی يا درونی اديان. مؤلف اين مقاله پرفسور محمود بينای مطلق بيش از چهل سال با آثار و شخص فريتهيوف شووان از نزديک آشنايی دارد و يکی از برجستهترين محققان و صاحبنظران در آراء فريتهيوف شووان به شمار میآيد. آفتاب از ايشان به واسطهی اجازهی نشر اين مقاله کمال تشکر و امتنان را دارد. اميد است به لطف خدا، خوانندگان از مطالعهی آن بهرهمند شوند.